از آن پيش كه آدم خلق شود تقديس خداى مىكرديم ، پس خداى اين دو نور را دو نطفه روشن ساخت كه در اصلاب كريمه و ارحام طاهره با يكديگر نقل و تحويل داد تا نيمى در صلب عبد اللّه و نيم ديگر در صلب ابى طالب تقرير يافت ، پس يك نيمه منم و آن ديگر تو ، از اينجاست كه خداوند فرمايد : اوست كه خلق كرد از آب بشرى و داد او را از نسب او دامادى .
يا على ، تو از منى و من از توام ، گوشت تو گوشت من ، و خون تو ، خون من است ؛ و تو بعد از من واسطهاى در ميان خدا و خلق ، آن كس كه انكار ولايت تو كند قطع مىكند واسطه را كه در ميان او و خداست و هلاك مىشود .
يا على شناخته نمىشود خداوند الّا به دلالت من و آنگاه به هدايت تو ، هركس انكار ولايت تو كند انكار ربوبيّت خداوند كرده است .
يا على تو بعد از من رايت بزرگ خداوندى در روى زمين ، و تو ركن بزرگ خداوندى در قيامت ، هركس در ظلّ ظليل تو پناه جويد بر آرزوى خويش دست يابد و رستگار شود ؛ زيرا كه حساب خلايق در روز قيامت در حضرت تو به پاى شود و بازگشت همه مردمان به سوى تو باشد ، ميزان ، ميزان تو است ؛ موقف ، موقف تو است ؛ حساب ، حساب تو است ، هركس تو را پشتوان ساخت نجات يافت و هركس خلاف تو جست هلاك شد .
آنگاه دو كرّت فرمود : خدايا شاهد باش كه ابلاغ رسالت كردم و از منبر فرود شد .
ذكر اصحاب صفه
اول كس از اصحاب صفّه مردى از اهل يمامه بود كه جويبر نام داشت : كان رجلا قصيرا ذميما محتاجا عاريا و كان من قباح السّودان . مردى كوتاه بالا و نكوهيده