تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1668

مساهمون:

ص١٦٦٨
من و اهل بيت من نورى بوديم در نزد خداوند دو هزار سال از آن پيش كه آدم خلق شود و اين نور چون تسبيح خداى كرد ملائكه نيز تسبيح نمودند و آنگاه كه آدم آفريده شد اين نور در صلب او قرار گرفت و از آدم به نوح و از نوح به ابراهيم همچنان در اصلاب شامخه نقل و تحويل داديم ، تا برآورد خداوند ما را از بهترين معادن و نيكوترين پدران و مادران كه ساحت ايشان هرگز به هيچ عصيانى آلوده نشده است ، همانا فرزندان عبد المطّلب : من و على و جعفر و حمزه و حسن و حسين و فاطمه و مهدى سادات اهل بهشتيم . همانا خداوند از تمامت جهان دو مرد اختيار كرد نخست منم كه به رسالت فرستاده شدم ، و آن ديگر على است كه خداوند فرمان كرد كه على را برادر خود و دوست خود و وزير خود و وصىّ خود و خليفهء خود گردانم ، لاجرم بعد از من پادشاه جميع مسلمانان است و هركه او را دوست دارد خدايش دوست دارد و هركه او را دشمن دارد خدايش دشمن دارد ؛ و دوست نمىدارد او را مگر مؤمن و دشمن نمىدارد او را مگر كافر ، او قوام زمين و مردم زمين است بعد از من ، او كلمه تقوى و عروة الوثقى است ، آيا بر آن سريد كه با سخنان ناستوده خود نور خدا را بنشانيد ؟ اين نتوانيد كرد چه به رغم كافران ، خداوند نور خود را ساطع مىدارد . همانا خداوند در كرّت ثانى بر ارض مطّلع شد و از اهل بيت من دوازده ( 12 ) تن وصى گزيده كه آن على و فرزندان اوست و ايشان مانند ستارگان آسمان هر يك بعد از افول ديگرى طالع شوند و ايشان امامان امّت و حجّتهاى خدايند و ايشان شهداى خدايند بر خلق خدا و ايشان گنجور علم خدا و ترجمان وحى خدا و معدنهاى حكمت خداوندند ، هركس اطاعت ايشان كند اطاعت خداى كرده و هركه عصيان ايشان كند عصيان خداى كرده ، همانا ايشان از قرآن جدا نشوند و قرآن از ايشان جدائى نكند تا آنگاه كه در كنار حوض كوثر بر من درآيند ، هان اى جماعت شما كه حاضريد واجب داريد كه اين