تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1634

مساهمون:

ص١٦٣٤
عليهم السّلام گردد ، او از جمله طيبان و نيكوكاران است . و آن كه به وسيلهء حقد و تعصّب به صاحب منصب دست اعتصام به حبل المتين على و ائمة المعصومين عليهم السّلام نزند و اقرار به امامت و ولايت اين طايفهء ابرار اخيار ننمايد ، از جمله خبيثان و بدكاران و مستحقّ آتش نيران است . اى معشر مردمان ! هيچ شهر و دهى خراب نگرديد مگر آنكه حضرت حق سبحانه و تعالى اهل آن محلّ را به واسطهء آنكه تكذيب رسول و فرستادهء او مىنمودند و آزار و جفاى رسولان حضرت عزيز منّان و تمرّد و عصيان امر و حكم قادر ديّان مىكردند ، آن محال و اوطان ايشان را خراب و با خاك يكسان گردانيد ، با آنكه اهل آن مكان كافران بىدين و ظالمان ستم آيين بودند ، فلهذا اهل آن محال به عذاب و نكال خراب و پريشان حال گشتند ، چنانچه قرآن لازم الاذعان شاهد آن است . اى معشر مردمان ! من نيز رسول ربّ العزيزم از تكذيب قول من و عدم استماع امر و نهى حضرت مهيمن بپرهيزيد و بدانيد كه اين على و اولاد او بعد از من امام شما و ولى و مواعيد غنىّ مجيدند . به خداى اكرم قسم كه هرچه على بن ابى طالب شما را به آن نويد موعود نمايد ، حضرت واجب الوجود آن امام اعلم را به وفاى آن مصدّق و مكرّم گرداند . اى معشر مردمان ! اگر شما به درستى و راستى پيشينيان كه به وسيلهء تكذيب رسل منّان از طريق اسلام و ايمان گمراه گشته ، داخل نيران گشتند - و به خداى تعالى قسم كه همان كذب و خسران باعث ذلّت و خوارى ايشان شده - همان خداى زمين و آسمان ، الحال نيز قادر است به وسيلهء تكذيب من ، به يقين شما را هلاك گرداند . اى گروه مردمان ! حضرت ايزد سبحان مرا امر و نهى فرمود ، من على را به موجب حكم ملك تعالى امر و نهى فرمودم ، يعنى حضرت امير المؤمنين على ولىّ ربّ العلى را - كما ينبغى و يليق - به حقايق امر