تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1620

مساهمون:

ص١٦٢٠
تا آنكه ايزد معبود مرا از حال ايشان در قرآن اخبار و اعلان نمود آنجا كه فرمود :
وَ مِنْهُمُ الَّذِينَ يُؤْذُونَ النَّبِيَّ وَ يَقُولُونَ هُوَ أُذُنٌ قُلْ أُذُنُ خَيْرٍ لَكُمْ يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ يُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِينَ .
اگر من اراده نمايم كه اسامى يك يك آن منافقان را بيان و عيان كنم ، هرآينه ذكر اسامى آن طايفه مىنمودم و نيز اگر مرا ارادهء دلالت و هدايت شما به منافقين بىدين مىبود ، شما را دلالت مىكردم و آن جماعت را به شما مىنمودم ؛ ليكن چون از عنايت و احسان حضرت بارى به صفت مكرمت و مروّت متّصفم ، از ذكر افعال شنيعه و اعمال قبيحهء شما درگذشتم و جميع آنها را در گذرانيدم . اما حضرت ايزد سبحانه و تعالى در باب امامت و ولايت على عليه السلام به تساهل و اغماض از من راضى نيست مگر تبليغ آن به خلقان ، زيرا كه ايزد منّان مكرّر مرا امر به تبليغ آن به انس و جان نمود ، چنانچه اين آيهء وافى هدايت به من انزال و ارسال فرمود كه :
يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ .
اى معشر مردمان ! بدانيد كه حضرت مهيمن سبحان به واسطهء شما و جميع خلقان منصوص و معين گردانيد كه اطاعت او بر جميع مهاجر و انصار و تابعين ابرار ، بلكه تمامى بندگان ايزد واهب از حاضر و غايب ، و راجى و خايب ، و حضرى و بدوى ، و عجمى و عربى ، ابيض و اسود ، مشرك و موحّد ، بنده و آزاد ، خسته و دلشاد ، از صغير و كبير و عزيز و حقير ، وضيع و شريف ، قوى و ضعيف ، واجب و لازم بلكه از فروض متحتّم است و به يقين امر و حكم ملك تعالى جارى و ماضى است . و بىشبهه و گمان مخالف امر تو مردود مردود و ملعون ملعون است و منابع حكم آن امام الامم مرحوم مرحوم است و مصدّق قول آن امام ، بارگاه مهيمن با عزّ و قبول ، و مطيع أمر و نهى آن امام ، مشكور مغفور حضرت ربّ غفور است . اى معشر مردمان ! اين آخرين اقامت من در اين مكان است . بايد كلام مرا از سر اخلاص و اعتقاد استماع نماييد و اطاعت و انقياد امر