تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1619

مساهمون:

ص١٦١٩
و على عليه السّلام اعطاى زكات نمود در حالى كه راكع بود . [ اجلّهء مفسّرين خصوصا علماى فرقهء ناجيهء اثناعشريه رضوان اللّه عليهم أجمعين در تفاسير از ائمهء معصومين عليهم السّلام نقل كرده‌اند كه حضرت نبى متعال فرمود : مراد حضرت لا يزال در اين آيه على عليه السّلام است كه خداوند در همه حال حافظ و معين اوست ] . و حضرت جبّار مرا تأكيد بسيار در باب تبليغ امامت آن امام الاخيار و الاشرار نمود و حكم فرمود كه تبليغ ولايت على عليه السّلام به خلق در همين وقت نمايى و اصلا تأخير مفرماى . و من از امين وحى ايزد تعالى جبرئيل عليه السّلام و الدعاء التماس و استدعا نمودم كه به حضرت ارحم الرّاحمين عرض نمايد تا مرا در باب تبليغ امر على عليه السّلام معذور دارد زيرا كه مرا كثرت منافقان و قلّت متّقيان و شقاق اهل طغيان واضح و عيان است و عالمم به فساد و دغلى مفسدان و مكر و فريب سخره كنندگان به اسلام و ايمان كه ايزد منّان بيان احوال اضلال آن منافقان در قرآن لازم الاذعان مىنمايد ، چنانچه مىفرمايد :
يَقُولُونَ بِأَلْسِنَتِهِمْ ما لَيْسَ فِي قُلُوبِهِمْ .
و
تَحْسَبُونَهُ هَيِّناً وَ هُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ .
[ معنى آيه - و اللّه اعلم بالبداية و النهاية - آن است كه جمع مقرّ به كلمهء طيّبه‌اند و به زبان اظهار اخلاص بندگى ايزد تعالى مىنمايند ، اما در دلهاى ايشان اثرى از آن چيزها كه بر زبان جارى و عيان مىكنند موجود نيست ، بلكه در ضمير و خاطر آن منافقان به غير مكر و فريب و خدعه و ريب امر ديگر موجود نيست ؛ چه ، آن طايفهء وخيم العاقبة اين مقدمات را سهل و آسان دانسته به غايت حقير شمرده ، اما آنها در نزد مهيمن منّان بسيار بسيار عظيم و گران است . و آن جماعت اگر چه به ظاهر به صفت اسلام و ايمان موصوف ، ليكن در باطن به تمرّد و طغيان و عداوت منعوت و به كفر مشعوف‌اند ] . و از آن اشرار چند مرتبه ايذا و آزار به من رسيد تا آنكه زهر در خورد من كردند و زعم ايشان چنان بود كه من هميشه مسموم خواهم