تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1621

مساهمون:

ص١٦٢١
حضرت خلّاق العباد كه مولى و پروردگار شماست فرماييد و از روى فراست بدانيد كه محمد حاضر و متكلّم ناظر مخاطب با شما به امر حضرت ايزد تعالى فرستادهء آن مولاست و هرچه از رب غفور مأمور گردد همان را بدون زياده و نقصان به شما و به خلقان رسانيد . بدانيد كه حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام ولى ايزد مهيمن و وصىّ و جانشين من بعد از من است بر ساير مخلوقات و بعد از آن امام ، فرزندان كرم و اولاد فخام عظام ايشان امامان دين و هاديان راه يقين و نجوم اهل زمين‌اند تا روز ملاقات شما به حضرت واهب العطيات و ادراك و ادراك لقاى حضرت سيّد البريات . و بىشبهه حلال و مباح نيست الّا آنچه حضرت ذو الجلال مباح و حلال نمايد و هيچ حرامى نيست مگر آنچه ولى ايزد علّام حرام گرداند . من رسول واجب الوجود ، به غايت ، عارف و عالمم به حلال و حرام ، زيرا كه مرا حضرت قدير عليم در كتاب لازم التكريم خود از حقيقت حلال و حرام تعليم داد . اى معشر مردمان ! هيچ علمى نيست مگر آنچه علام الغيوب آن را بر من منكشف گرداند و مرا بر حقايق و تعداد آن عالم و عارف نمود ، به نوعى كه هيچ نوع از انواع آن را بر من مستور و محجوب نگرداند . و آنچه ذو المنن عالم به من تعليم داد ، به امر و حكم واهب مجيد به حضرت امير المؤمنين على بخشيدم و آن ولى بىنياز را به تعليم آن ممتاز و سرافراز گردانيدم . به يقين امير المؤمنين ولى ارحم الرّاحمين و وصى المرسلين و امام جميع مخلوقين است . اى معشر مردمان ! غير از مقام ولايت ، پناهى كه موجب خسارت و روسياهى است ، مجوييد و راه خلاف رضاى او مپوييد . استنكاف و استدبار از آن ولى ايزد جبار منماييد كه على عليه السّلام عامل به حق و هادى آن و مانع از طريق باطل و ناهى از آن است . آن ولى پروردگار ، در هيچ امر و كار ، در نزد خداى غفار ، سر در پيش نينداخت و به سرزنش سرزنشگران خود را گرفتار نساخت . و اول مردى كه به خداى