تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1617

مساهمون:

ص١٦١٧
است . چيزى بر او پوشيده و پنهان نيست و متعلّق علمش به غير زياده و نقصان است . ربّ غفور ، مضجور به فرياد نالندگان و آزرده به الحاح درماندگان نگردد . حافظ جميع صالحان و توفيق دهندهء مصلحان و مولاى همهء مؤمنان و روزى رسانندهء انس و جان ، ايزد منّان است . خداوند مستحقّ حمد و شكر ، و هادى خلقان به طريق اسلام و ايمان ، و مانع از شيوهء ناپسند كفر است . همهء مخلوقات در ضرّاء و سرّاء و شدّت و رخاء ، در هر صباح و مساء ، همه وقت و همه جا ، متذكّر و مشتغل به ذكر حضرت عزّ و جل‌ّاند . مرا ايمان به ايزد منّان و به ملائكه و تمامى كتب آسمان و جميع انبياء و رسل مهيمن سبحان است . سامع و مطيع و منقادم به رضاى او و مبادر و شاكر و مستسلم به قضايش . راغبم به طاعت او ، خايف و هراسانم از عقوبتش ؛ چه ، قهّارى است كه احدى ايمن نيست از مكر او ، ليك هيچ ترس نيست از جور او به واسطهء رأفت و عدلش . مقرّم به عبوديت او ، شاهدم به ربوبيّت او ، شتابنده و كوشنده‌ام به تبليغ امر او به خلقان ، از بيم آنكه مبادا مرا قارعهء غضب بارى و صادمهء سخط جبّارى دريابد . مرا از هيچ احد ترس و باك به غير حضرت خالق الافلاك نيست ، ليكن دفع قارعهء اعتراض مبدى جواهر و منشى اعراض اصلا ممكن نيست ؛ زيرا كه هرچند كسى در حيله ، كامل و دانا و عالم و توانا باشد ، باز او را دفع اعتراض ايزد اكبر ممكن و ميسّر نيست . و چون حضرت قادر بىچون مرا امر و حكم كرد كه اگر تبليغ ولايت امير المؤمنين عليه السّلام و التّحية به جميع بريت در اين وقت و ساعت ننمايم ، چنان است كه تبليغ هيچ امر و پيام و حكم حضرت ملك علّام به طوايف انام نكرده باشم . و مرا در آن باب هيچ گونه بيم و ترس از هيچ كس نيست ، زيرا كه اللّه تعالى و تقدّس ، ضمانت عصمت من از شما و ساير اعدا نمود و به واسطهء جمعيت خاطر من ، آيت عصمت انزال و ارسال نمود و او كافى كريم و معبود و رحيم است ، و
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1617 | لسان الملك سپهر