تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1598

مساهمون:

ص١٥٩٨
جليل شتران را بر مردمان بخش كرد و سلّاخ را از اين اشياء بهره‌اى نداد ؛ بلكه بيرون از اين اشياء عطائى ديگر كرد ؛ و مردم را انهى داشت كه همه اراضى عرفات موقف است جز بطن عرفه و همه اراضى مزدلفه موقف است الّا منحر ؛ و همه اراضى منى و جبلهاى مكه منحر است . آنگاه عايشه رسول خداى را با طيبى كه مشگ‌آگين بود مطيّب ساخت ، پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله محلّ گشت و از پس آن سواره به مكه درآمد و از آن پيش كه نماز پيشين برسد همچنان سواره طواف افاضه كرد و اين طواف را طواف صدر نيز گويند . آنگاه به نزديك چاه زمزم شتافت و بانگ درداد كه : اى بنى عبد المطّلب بكشيد آب از چاه زمزم كه اگر بيم نداشتم كه مردمان بر شما غلبه جويند من نيز آب همىكشيدم پس دلوى سرشار از آب نزد پيغمبر بردند لختى بياشاميد و نيز رغبت به سقايت نمود و عايشه در آن روز از آلايش عادت زنان پاك شد و طواف خانه كرد . و جماعتى از پيغمبر پرسش كردند كه آيا روا باشد ستردن سر را بر ذبح مقدم دارند ، و ذبح را قبل از رمى معمول دارند و همچنان طواف افاضه را پيش از رمى عامل گردند ؟ فرمود : گناهى نباشد . آنگاه آنچه از روز شنبه بمانده بود تا روز سه‌شنبه در منى اقامت فرمود ، و اين سه روز را ايام منى و ايام تشريق خوانند و رمى جمرات ثلثه در اين روز به پاى برد ، و بعد از زوال هر روز از براى جمره هفت نوبت سنگريزه انداخت و ابتدا به جمره دنيا كه در جنب مسجد خيف است فرموده در حين رمى از براى دعا نزد آن جمره توقف فرمود ، و در جمره وسطى هم كار بدين گونه كرد ، آنگاه به رمى جمرة العقبه پرداخت و در نزد آن از بهر دعا توقف نفرمود و در رمى هر سنگى تكبيرى گفت . و گويند در روز يكشنبه دويم عيد كه آن را « يوم الرءوس » گويند خطبه بخواند و در روز دوشنبه سيم عيد كه آن را « يوم الاكارع » « 1 » گويند خطبهء ديگر بخواند و در آن خطبه وصيّت فرمود به نيكوئى با ذوى الارحام . اين وقت عباس بن عبد المطلب دستورى خواست كه به جهت رعايت سقايت
هامش
( 1 ) . اكارع : جمع كراع . موضع باريك ساق گاو و گوسفند است و بعضى از زانو به پائين گاو و گوسفند را كراع دانند . و اسم براى اسبان و استران ( ب )