دست مبارك نحر فرمود كه با سالهاى عمر مباركش برابر باشد ، و ديگر را فرمان كرد تا على نحر فرمود . اين وقت معمّر بن عبد اللّه را كه از اولاد عدىّ بن كعب است پيش خواند و بفرمود تا سر مباركش را بسترد و موى سر را در ميان ازواج و اصحاب بخش كرد تا به تيمّن نگاه بدارند .
گويند يك نيمه موى سر را به ابو طلحه انصارى داد و نيم ديگر را به ازواج و اصحاب عطا كرد و هر يك را يك موى و دو موى به اندازهء مراتب رسيد .
حديث كنند كه هم در اينجا خالد بن وليد موى ناصيه پيغمبر را خواستار شد « 1 » و ملتمس او مقرون اجابت افتاد و خالد آن موى را در طاقيهء مغفر خود تعبيه نمود و بدان ميمنت در جنگها مظفّر مىگشت .
و هم گفتهاند : پيغمبر از بهر زنان خود گاوى قربان كرد و به روايتى در آن روز دو گوسفند نيز قربان فرمود .
بالجمله از اصحاب جماعتى سر بستردند و گروهى موى بچيدند ، پيغمبر از بهر محلقان سه كرّت طلب آمرزش كرد و از بهر مقصران يك نوبت ، بدانسان كه در روز حديبيه كرد ، فرمان كرد تا از هر شترى از هداياى خاصه پارهاى گوشت قطع كردند و در ديگى بپختند و پيغمبر از گوشت و شورباى آن به اتّفاق على عليه السّلام لختى خورش ساخت ، چه او را شريك هدى ساخته بود . آنگاه بفرمود : تا على پوست و گوشت و
هامش
- فرمود : همراه من قربانى هست بنابراين تو هم از احرام بيرون ميا ! مجموعهء قربانيهايى كه على ( ع ) و پيامبر ( ص ) از مدينه همراه آورده بود صد ( 100 ) شتر بود . مردم از احرام بيرون آمدند و كسانى كه قربانى همراه نياورده بودند ناخن و موى كوتاه كردند . و رسول خدا ( ص ) قربانيهاى خود را كشت و على ( ع ) را هم در آن شريك فرمود ( مغازى ، 3 / 833 ) . عبارت پايانى « و على ( ع ) را هم و آن شريك فرموده » با عبارت « مجموعهء قربانيهائى كه على ( ع ) و پيامبر ( ص ) از مدينه همراه آورده بود صد ( 100 ) شتر بود » منافات دارد و اگر عبارت اخير صحيح باشد همان است كه سپهر گويد : پيامبر ( ص ) 60 نفر شتر و على ( ع ) 40 نفر شتر هدى همراه داشتند كه مجموعا صد ( 100 ) نفر شتر باشد .
( 1 ) . احمد بن تاج الدين استرآبادى گويد : در اين محل خالد بن وليد رسيد و مويى چند از آن حضرت طلبيد و رجزى بر زبان او جارى گرديد ، مضمونش آنكه :موى بريده را چو كنى تار تار پخش * تارى به عاشقان سيهروزگار بخش( آثار احمدى ، تاريخ زندگانى پيامبر اسلام و ائمهء اطهار ( ع ) / تأليف احمد بن تاج الدين استرآبادى ، به كوشش مير هاشم محدث . تهران : مركز فرهنگى نشر قبله با همكارى دفتر نشر ميراث مكتوب ، 1374 ، ص 343 ) .