نكاح شما اندرند و حق شما بر ايشان آن بود كه بيگانه را بر بساط شما راه نگذارند ، و اگر جز اين كنند و آن كس كه مكروه شماست بر بساط شما راه دهند ايشان را مضروب داريد ، چنان كه اثر ضرب بر اعضاى ايشان آشكار نگردد و بر شماست كه ايشان را به كسوت و نفقه معروف كفيل باشيد .
و هم از كلمات آن موقف است كه فرمود :
من دو چيز در ميان شما باز مىگذارم اگر توسل بدان جوئيد از در ضلالت نخواهيد بود و آن قرآن است و ديگر عترت و اهل بيت من است و اين هر دو دست از هم بازنگيرند چندان كه در كنار حوض كوثر با من آيند ، پس نظاره باشيد تا با اين هر دو چه كار پيش خواهيد داشت و دانسته باشيد كه فرداى قيامت از شما پرسش كنند كه محمّد رسالت خويش را با شما بگذاشت و چگونه كار پيش داشت ، شما چه خواهيد گفت ؟
عرض كردند : گواهى خواهيم داد كه شرط رسالت و امانت به پاى برد .
رسول اللّه بعد از اصغاى اين سخن انگشت شهادت به سوى آسمان فراز كرد و سه كرّت گفت : اللهمّ اشهد .
آنگاه فرمود : اى گروه مسلمانان دانسته باشيد كه سه چيز كينهها را از سينهها سترده كند : نخست اخلاص در عمل ؛ دويم نيكسگالى برادر مؤمن ؛ و سه ديگر التزام جماعت .
و اين هنگام همچنانكه در عرفه به پاى بود ام الفضل بنت الحارث الهلاليه مادر عبد اللّه بن عباس قدحى پرشير به حضرت فرستاد ، رسول خداى چنان بياشاميد كه مردمان نگران شدند و بدانستند كه روزه نباشد .
بالجمله بعد از اداى خطبه بلال را فرمان داد تا بانگ نماز برداشت و اقامت نمود پس نماز پيشين بگزاشت . آنگاه بلال اقامت نمود و نماز ديگر را به جمع تقديم و به يك اذان و دو اقامت بگذاشت ، و مردمان را انهى داد كه اين همه موقف است و بر ناقه قصوى سوار شده به بطن وادى درآمد . و به روايتى بر ناقهء عضبا نشست و همچنان بر پشت شتر خداى را حمد و ثنا بگفت و ديگر باره اين كلمات را بدين گونه
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1592
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص١٥٩٢