ايشان باشند ، آنگاه پادشاهى از ايشان بگردد و مملكت در تحت فرمان بندگان و غلامان ايشان درآيد اين گروه نيز كار به ظلم و غلبه كنند از پس ايشان كافران دست يابند و جهانيان را حوادث و دواهى فروگيرد ، چندانكه مردمان مرگ را از زندگى بهتر شمارند و بزرگان ايشان نيز قومى نالايق باشند ، لاجرم جز نام از دين حق نماند و مؤمنان غريب و اندك باشند ، و در چنين شدايد از كرم الهى مأيوس گردند ، مگر عددى قليل . پس خداى بعد از نوميدى دريابد ايشان را به يك تن از ذريّت احمد و او را بياورد از جائى كه ندانند ، و صلوات بر او فرستند آسمانها و فرشتگان ؛ و شاد شود از او زمين و آنچه در زمين است از وحوش و طيور و خلايق ، و زمين گنجهاى خود را و بركت خود را به دو دهد تا چنان شود كه در عهد آدم بود ، و فقر و مرض و بلاهائى كه در زمان پيش بود برخيزد و بلاد و امصار امن گردد ، پس زهر هر صاحب زهرى و نيش هر صاحب نيشى و چنگال هر صاحب چنگالى نماند ، چنان كه دختران خردسال با افعيهاى نر بازى كنند ، و زيان نبينند ، و شيران ، گاوان را و گرگ ، گوسفندان را راعى باشند و خداوند او را بر اديان غلبه دهد تا بگيرد مفاتيح اقاليم را تا منتهاى چين و كسى نماند ، جز بر دين حق كه پيغمبران از آدم تا خاتم بدان مبعوث شدهاند .
چون عاقب سخن بدين جا آورد حارثه گفت : گواهى مىدهم بدانچه گفت كه همه برابر كتب الهى است ، اكنون بگوى كه اين تسويف و مماطله از بهر چيست ؟
عاقب گفت : آنچه تو در حق احمد قرشى گمان كرده بر خطا رفتهاى ؛ زيرا كه ميان عيسى و قيامت دو پيغمبرند كه نام يكى مشتق از ديگرى است ، يكى محمّد است كه موسى به دو بشارت داد و ديگر احمد است كه عيسى انهاء فرمود ، و اين قرشى مبعوث به قوم خويش است و از پس او پيغمبرى آيد با پادشاهى بزرگ و مدت دراز و ختم دين به دو گردد ، چه خداوند محمّد را برانگيزد تا قواعد دين را به دو محكم كند و بر ديگر اديان غلبه دهد و بعد از او پادشاهان صالح آيند و وارث زمين باشند چنان كه آدم و نوح بود فروتن باشند و در جامهء درويشان زيست كنند ، و در پايان امر اين جماعت عيسى عليه السّلام فرود شود و از پس روزگار ايشان گروهى بىعقل چون گنجشكان آيند ، اين وقت قيامت درآيد ؛ زيرا كه قيامت بر بدترين خلايق قائم گردد و خداوند اين وعده به احمد داد ، چنان كه خداوند اين وعده با ابراهيم خليل نيز نهاد .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1535
مساهمون: لسان الملك سپهر
ص١٥٣٥