تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1508

مساهمون:

ص١٥٠٨
بكشد قصاص كنند ، اگر بازگويد هشتاد ( 80 ) تازيانه بزنند . افلا يضربه بالسّيف . آيا جايز نباشد كه او را به شمشير دفع كند و قصاص نشود . فرمود : كفى بالسّيف شاهرا يعنى : كفايت كند او را به شمشير برهنه . و نيز گفته‌اند كه سعد بن عباده گفت : يا رسول اللّه اگر من در خانه خود درآيم و مردى بر شكم زن خود ببينم او را برنخيزانم ، و از پى چهار گواه بروم اين امرى عجيب است ، چه وقتى بازآيم او فارغ شده و رفته باشد ، و چون بازگويم هشتاد ( 80 ) تازيانه بر من زنند . پيغمبر فرمود : يا معشر الانصار أما تسمعون الى ما قال سيّدكم . مىشنويد اين بزرگ شما چه مىگويد . گفتند : او را ملامت مفرماى كه مرد [ ى ] غيور است و جز يك زن به سراى نبرده ، اگر او را طلاق گويد هيچ كس از ما جرأت نخواهد داشت كه تزويج نمايد . سعد گفت : تن و جان من فداى تو باد ، مىدانم كه اين حقّ است و خداى فرستاده ، لكن مرا عجب مىآيد . فرمود : حكم خداوند اين است . روزى چند برنگذشت كه پسر عمّ او هلال بن اميّه از خرماستان خود به سراى خويش آمد و مردى را با زن خود بديد سخن نكرد و به نزد پيغمبر آمد ، و قصه بگفت ، اثر كراهت بر جبين پيغمبر ظاهر گشت . هلال گفت : يا رسول اللّه مىدانم كه تو را از اين سخن ناخوش آمد اما خداى داند كه سخن به صدق كرده‌ام و از خداى فرج مىطلبم . پيغمبر قصد فرمود كه او را حد بزند ، انصار گفتند : اين همان است كه سعد گفت و اگر بر هلال حد جارى شود مردود الشّهادة گردد و نام ما را پست كند ، اين خطبى عظيم است . اين هنگام آثار وحى بر رسول خداى ظاهر گشت و آيت لعان نازل شد . پيغمبر فرمود : خداوند هلال را فرج داد و حكم به ملاعنه فرمود چنان كه مرقوم شد . تواند بود كه بعد از نزول آيت اول هلال لعان گشت و بعد از او عويمر و اين هر دو شريك بن سمحا را با زن خود معاينه كردند .