وفد غسّان و بنى عامر
و هم در اين سال جماعتى از قبيلهء غسّان و قبيلهء عامر به حضرت رسول آمدند و مسلمانى گرفتند ، و جايزه يافتند و شاد خاطر مراجعت كردند .
وفد بنى تميم
و هم در اين سال ورقاء بن بديل و عطارد بن حاجب بن زراره با اشراف بنى تميم و اقرع بن حابس و زبرقان بن بدر و قيس بن عاصم ، و عيينة بن حصن فزارى و عمرو بن الاهتم به حضرت رسول آمدند ، و پيغمبر ايشان را امان داد و اكرام فرمود .
اين عيينه و اقرع بعد از فتح مكه در غزوهء طايف ملازم ركاب شدند لكن مسلمان نبودند ، گفتند ، به اعانت دين تو مىآئيم و در خاطر داشتند كه در اخذ غنيمت منفعتى برند ، و شرح حال ايشان را نيز از اين پيش اشارتى شد .
وفد بنى ثقيف
و هم در اين سال عروة بن مسعود ثقفى كه از بزرگان بنى ثقيف بود به حضرت رسول آمد ، و مسلمانى گرفت آنگاه رخصت مراجعت جست تا به قبيله خويش شود .
رسول خداى فرمود : بيم آن است كه مردم بنى ثقيف تو را هلاك كنند .
عروه عرض كرد كه : قوم من اگر مرا در خواب بينند بيدار نكنند ؛ و رخصت يافته راه طايف پيش داشت .
و بعد از ورود به طايف مردمان را بدين اسلام دعوت كرد ، هيچ كس سخن او را پذيرفتار نگشت ، لاجرم به سراى خويش شد و شب به پاى برد ، چون هنگام سپيده دم برخاست و از بهر نماز بايستاد و به اذان و اقامه بانگ برداشت يك تن از آن قوم بانگ او را بشنيد و از كمينگاه خدنگى به سوى او بگشاد و آن بر مقتل عروه آمد