[ وفد حمير ]
و جماعتى ديگر كه حمير ناميده مىشدند در اين سال نهم هجرى حاضر درگاه گشتند از انس بن مالك حديث كردهاند كه پيش از آنكه اين جماعت درآيند ، قال رسول اللّه : يقدم عليكم قوم هم أرقّ منكم قلوبا . جماعتى بر شما در مىآيند كه دلهاى ايشان از قلوب شما رقيقتر است .
[ وفد داريم ] « 1 »
و هم در اين سال وفد داريم « 2 » از قبيلهء لخم ده ( 10 ) تن برسيدند سيّد آن جماعت هانى بن حبيب [ بن نماره ] بود و او قبائى زر تار و چند سر اسب و يك مشك خمر به هديه پيش گذرانيد .
پيغمبر فرمود : خداوند خمر را حرام كرده .
عرض كرد : اگر فرمان رود آن را بفروشم .
فرمود : بيع آن نيز حرام است ، و حكم داد تا آن را بريخت و ديگر اشيا را بپذيرفت .
گويند : آن قبا را به عباس بن عبد المطّلب عطا فرمود ، عرض كرد : با آن چه كنم كه پوشيدنش حرام باشد ؟
فرمود : زرهاى آن را باز كن و زنان خويش را حلى و زيور بساز ، و ديباج آن را به فروش . پس عباس چنان كرد و آن قبا را به جهودى داد و هشت هزار ( 8000 ) درهم بها گرفت .
هامش
( 1 ) . منسوب به جدّ خود دار بن هانى بن نماره بودند .
( 2 ) . طبقات : دارىها ( 2 / 347 ) .