از مدّت ضيافت پرسش نمود ؟
فرمود : سه روز و از پس آن به حساب صدقه رود ، و حلال نيست مهمان را كه چندان اقامت كند كه ميزبان را به زحمت خرج اندازد .
و ديگر پرسش كرد : از حكم ضاله گوسفند .
فرمود : از تو است يا از برادر تو يا از گرگ ؟ يعنى : از اين سه بيرون نيست و بعد از گرفتن گوسفند اگر خداوندش آشكار شود با او سپارد و اگر نه خود بدارد .
آنگاه حكم شتر ضاله را بپرسيد .
فرمود : آن را عقال كنند و بدارند تا خداوندش ظاهر شود .
عرض كرد : در زمان جاهليت قبايل عرب با يكديگر غارت همىبردند ، امروز بعضى از آن غارت در نزد من است .
فرمود : مردى كه مسلمانى شود هرچه در دست اوست از آن اوست .
آنگاه ايشان را رخصت كرده به منزل رويفع مراجعت كردند و مقدارى خرما ارسال فرمود تا رويفع به كار ضيافت ايشان داشت ، و پس از چند روز هر يكى را جايزهاى عطا كرد تا باز قبيلهء خويش شدند .
وفد تجيب و ديگر وفود عرب
و هم در اين سال وفد تجيب سيزده ( 13 ) تن حاضر شدند ، و زكات مواشى و اموال خويش را به حضرت رسول آوردند . پيغمبر ايشان را ترحيب كرد و فرمود : اين زكات به اراضى خويش بازبريد و بر مساكين خود بخش كنيد .
عرض كردند : اين مايه از مساكين ما بر زيادت آمده .
أبو بكر حاضر بود عرض كرد : هيچ وفد مانند وفد تجيب بر ما نزول نكرد .
پيغمبر فرمود : مفتاح هدايت عنايت خداوند است كه سينهء طالبان را به نور ايمان محلى دارد . پس آن جماعت از فرض و سنن پرسش كردند ؟ رسول خداى از ايشان شاد خاطر شد ، و بلال را فرمان كرد تا آن جماعت را به ضيافت دعوت نمود .
آنگاه هر يك را افزون از ديگر وفود جايزه بداد ، و فرمود : هيچ كس از شما به جاى