صدر براءة فيقرأها على المواسم فلمّا سار ، دعا رسول اللّه عليّا فقال اخرج بهذه القصّة من صدر براءة و اذّن فى النّاس اذا اجتمعوا ، فخرج على على ناقة رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله العضباء حتّى ادرك ابا بكر بذى الحليفة و اخذها منه و رجع أبو بكر الى النّبىّ فقال : يا رسول اللّه أنزل فى شأنى شيء قال : لا و لكنّ لا يبلّغ عنّى غيرى او رجل منّى . يعنى : رسول خداى ابو بكر را با چهل ( 40 ) آيت از ابتداى سوره براءت روانه مكه داشت تا در موسم حج بر مردم بخواند ، از پس او على را فرمود شتاب كن و آن آيات را در موسم بر مردم بخوان . پس على بر ناقهء عضبا بنشست و در ذو الحليفه ، أبو بكر را ديدار كرد و آيات را بگرفت ، و أبو بكر مراجعت كرد به سوى پيغمبر و عرض كرد : آيا در شأن من آيتى فرود شد ؟ فرمود : آيتى نرسيد ، لكن اين آيات را ابلاغ نمىكند غير از من يا مردى كه از من باشد .
و ديگر موفق بن احمد گويد كه : أبو بكر بعد از مراجعت در حضرت رسول بگريست : فقال يا رسول اللّه احدث فى شيء قال و لكن امرت ان لا يبلغها الّا انا او رجل منّى . يعنى أبو بكر گفت : آيا در من چيزى پديد شده كه مستحق اين خوارى شدم ؟ پيغمبر فرمود : چيزى نيست جز اينكه مأمور شدم كه آن آيات را نرساند كسى غير از من يا مردى كه از من باشد .
و ديگر در « صحيح » ابو داود و « صحيح » ترمذى در عزل أبو بكر تصريح رفته . و ديگر ابراهيم بن محمد الحموينى عزل و مراجعت أبو بكر را از عرض راه روايت كرده ؛ و از اين گونه احاديث فراوان است كه ذكر اين جمله از سياقت تاريخنگاران بيرون است ، و از اين مقدار معلوم توان كرد كه ابن اسحاق و طبرى به ذكر روايتى به غايت ضعيف پرداختهاند .
وفات نجاشى
و هم در اين سال فرمانگذار حبشه نجاشى كه مكرّر شرح حال او در اين كتاب مبارك مرقوم شد از تنگناى اين جهان به جنان جاويدان خراميد و آن روز كه او وداع جهان گفت ، رسول خداى فرمود : امروز مردى صالح از جهان برفت ، برخيزيد تا بر وى نماز گزاريم . اصحاب برخاستند و با پيغمبر نماز بگزاشتند ، و آن حضرت چهار