بالجمله چون رسول خداى خواست بر عبد اللّه نماز كند عمر بن الخطاب ديگر باره از در اعتراض بيرون شد و دست فرا برده جامه پيغمبر را بكشيد و گفت : يا رسول اللّه بر كافرى و مشركى چون عبد اللّه نماز مىگزارى و صفات زشت او را و كردار ناستوده از آنچه مىدانست لختى برشمرد .
ما كانَ لِلنَّبِيِّ وَ الَّذِينَ آمَنُوا أَنْ يَسْتَغْفِرُوا لِلْمُشْرِكِينَ وَ لَوْ كانُوا أُولِي قُرْبى مِنْ بَعْدِ ما تَبَيَّنَ لَهُمْ أَنَّهُمْ أَصْحابُ الْجَحِيمِ .
« 1 » يعنى : شايسته پيغمبر نيست كه از براى آن مشركين كه از بهر جهنّماند طلب آمرزش كند . اين آيت مبارك نيز دلالتى كند كه عصيان امثال عبد اللّه معفو نباشد .
مع القصه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : اى عمر دست بازدار تو چه دانى كه من چهگويم همانا مرا در استغفار از بهر او هفتاد بار و اينكه از بهر او استغفار نكنم مختار كردهاند ، و اينك من استغفار را اختيار نمودم خداى فرمايد :
اسْتَغْفِرْ لَهُمْ أَوْ لا تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ إِنْ تَسْتَغْفِرْ لَهُمْ سَبْعِينَ مَرَّةً فَلَنْ يَغْفِرَ اللَّهُ لَهُمْ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقِينَ .
« 2 » مىفرمايد :
خواه طلب آمرزش كنى از براى اين منافقان خواه نكنى ، و بعد از براى تشديد امر مىفرمايد كه : اگر هفتاد كرّت استغفار كنى و اين عدد افادهء كثرت كند ، يعنى : هر قدر بر عدد استغفار بيفزائى خداوند ايشان را نمىآمرزد چه بر خدا و رسول كافر شدند .
وَ لا تُصَلِّ عَلى أَحَدٍ مِنْهُمْ ماتَ أَبَداً وَ لا تَقُمْ عَلى قَبْرِهِ إِنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ ماتُوا وَ هُمْ فاسِقُونَ .
« 3 » مىفرمايد : اى محمّد نماز مگزار بر مرده هيچ يك از ايشان و بر قبر ايشان توقف مفرماى و استغفار مكن چه ايشان بر خدا و رسول كافر شدند ، و فاسق مردند .
و جمعى گويند : بعد از دفن عبد اللّه بن ابىّ ، پيغمبر بر سر قبر او رفت ، و حكم داد تا او را از قبر برآوردند و سر او را در كنار گرفت و آب دهان مبارك را در دهان او انداخت ، و اين روايت ضعيف مىنمايد .
هامش
( 1 ) . سوره توبه ، آيه 113 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيه 80 .
( 3 ) . سورهء توبه ، آيه 84 .