مُعْجِزِي اللَّهِ وَ بَشِّرِ الَّذِينَ كَفَرُوا بِعَذابٍ أَلِيمٍ إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ثُمَّ لَمْ يَنْقُصُوكُمْ شَيْئاً وَ لَمْ يُظاهِرُوا عَلَيْكُمْ أَحَداً فَأَتِمُّوا إِلَيْهِمْ عَهْدَهُمْ إِلى مُدَّتِهِمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ .
« 1 »
مىفرمايد : خدا و رسول بيزارند از اين پيمان كه شما با مشركين بستيد ، و ايشان بر پيمان خويش نپائيدند ، اكنون از روز عيد اضحى تا چهار ماه ايشان را مهلت بگذاريد - تعيين عيد اضحى از بهر آن است كه در آن روز على عليه السّلام اين آيت در مكه قرائت كرد چنان كه مذكور مىشود - آنگاه مىفرمايد : اى شكنندگان پيمان كه خداوند كافران را كيفر كند و شما دفع نتوانيد داد اين تنبيهى است در روز عيد اضحى از خدا و رسول مردمان را كه خدا و رسول از پيمان مشركين بيزارند ، الّا آنكه به توبت و انابت گرايند ، هم اكنون اين كافران را كه در حديبيه عهد بستند و بشكستند به عذاب سخت بيم دهيد ، و از مشركين بنى حمزه و بنى كنانه كه بر عهد خود بپائيدند تا آخر مدّت كه از شرايط معاهده بود امان دهيد ، چه اندازه مدّت ايشان همان است كه در صلح حديبيه به شرح رفت ، و اين چهار ماه از بهر آنان است كه نقض عهد كردند .
فَإِذَا انْسَلَخَ الْأَشْهُرُ الْحُرُمُ فَاقْتُلُوا الْمُشْرِكِينَ حَيْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ وَ خُذُوهُمْ وَ احْصُرُوهُمْ وَ اقْعُدُوا لَهُمْ كُلَّ مَرْصَدٍ فَإِنْ تابُوا وَ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ فَخَلُّوا سَبِيلَهُمْ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ ، وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ، ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَعْلَمُونَ ، كَيْفَ يَكُونُ لِلْمُشْرِكِينَ عَهْدٌ عِنْدَ اللَّهِ وَ عِنْدَ رَسُولِهِ إِلَّا الَّذِينَ عاهَدْتُمْ عِنْدَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ فَمَا اسْتَقامُوا لَكُمْ فَاسْتَقِيمُوا لَهُمْ إِنَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ .
« 2 »
چون مدت چهار ماه كه از دهم ذيحجه تا دهم ربيع الآخر است به نهايت شد تمامت معاهدات مصالحت را نسخ دانيد ، و هرجا اين مشركان را ديدار كنيد عرضهء تيغ آبدار سازيد و از حصار دادن و كمين نهادن و راه بستن و در كمين نشستن تقاعد مورزيد تا جمله را از جهان بپردازيد ، الّا آنكه مسلمانى گيرند و اگر بعد از مضاى مدت كسى از كافران از تو زنهار جويد ، تا اصغاى كلام خداوند فرمايد روا باشد و اگر بعد از اصغاى كلام هم بر كفر خود قيام فرمايد قتل او واجب افتد ، چگونه تواند بود كه مشركان بر عهد خدا و رسول نپايند و ايشان را نزد خدا و رسول عهد باشد مگر بنى حمزه و بنى كنانه كه بر عهد خود بپائيدند پس مدّت ايشان به پاى مىرود .
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيات 1 - 4 .
( 2 ) . سورهء توبه ، آيات 4 - 7 .