تعيين پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بهترين اسبها
گويند : يك شب در تبوك پيغمبر برخاست و به دست خويش مخلاة « 1 » جو بر سر اسب خود كه طرب نام داشت استوار كرد و غبار پشت و كفل آن را به رداى مبارك مىسترد . گفتند : يا رسول اللّه چه لايق است ؟ فرمود : شما چه دانيد بلكه جبرئيل حكم آورده باشد يا آنكه دوش ملائك با من خطابى در تيمار داشتن اسب كرده باشند و هيچ مسلمان نباشد كه اسبى را از بهر جهاد بدارد جز اينكه خداى در هر حبهاى كه به دو دهد حسنهاى از بهر او نويسد و سيئهاى محو كند .
گفتند : كدام اسب نيكو باشد ؟ فرمود : خير الخيل الادهم الارثم ثمّ الافرج المحجّل . « 2 » يعنى : اسب سياه كه پيشانى او اندك سفيد باشد و لب زيرين او سفيد باشد و بعد از آن پيشانى سفيد مطلق اليمين ، پس كميت به اين شكل و نشان بهترين اسبهاست .
سريّه خالد بن وليد بر سر اكيدر
و هم در ايّام توقّف تبوك رسول خدا ، خالد بن وليد را فرمان كرد كه به دومة - الجندل تاختن برده ، اكيدر بن عبد الملك نصرانى را كه حاكم آن اراضى است دفع دهد ، و مردم آن مملكت را دعوت كند و چهار صد و سى ( 430 ) سوار ملازم ركاب او ساخت .
خالد عرض كرد : يا رسول اللّه مرا با سپاهى اندك به بلاد كلاب مىفرستى ؟
فرمود : زود باشد كه بىزحمت مقاتلت او را در نخجيرگاهى اسير كنى .
پس خالد راه برگرفت و طىّ مسافت كرده تا حصن اكيدر نزديك افتاد ، و ديوار
هامش
( 1 ) . مخلاة : توبره كه كاه و جو در آن ريخته بر سر اسب آويزان كنند .
( 2 ) . محجل : اسبى كه هر چهار دست و پاى وى سفيد باشد و ارثم : اسبى كه سر بينى يا لب بالائين او سفيد باشد .