تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1445

مساهمون:

ص١٤٤٥
شتر خويش را به سرعت همىراند ، و فرمود : در منازل مردم ظلم پيشه عبور مكنيد الّا آنكه گريان باشيد تا مبادا آن عذاب كه ايشان راست مر شما را نيز ملاقات كند .

معجزهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در پيدا شدن ابر و باريدن

بالجمله چون بامداد كردند لشكريان را آب ناياب افتاد ، در حضرت رسول بناليدند . پيغمبر دست به دعا برداشت با اينكه هيچ ابرى ديدار نبود سحابها پديدار گشت و متراكم شد و بارانى بزرگ بباريد ، چندان‌كه مردم سيراب شدند و آب برگرفتند . آنگاه پيغمبر تكبير بگفت ، پس ابر بشكافت و آفتاب بتافت . اين هنگام فرمود : گواهى مىدهم كه من پيغمبر خدايم . يك تن از مسلمانان با مردى نفاق پيشه گفت : چون اين معجزه بديدى روا باشد كه مسلمانى گيرى . گفت : نه چنين است بر حسب اتفاق ابرى عبور داشت و بارانى بباريد .

معجزهء پيغمبر در طايرى كه انواع خوردنى شد

و ديگر چنان افتاد كه بعضى از مردم به جهت بُعد مسافت و طول طريق زياده از چند روزه حمل خوردنى دادند ، چون ايامى برگذشت آن خوردنيها فاسد شد ، در حضرت رسول عرض كردند كه زاد ما كهنه و بدبوى شده بر آن صبر نتوانيم كرد . فرمود : چه زاد داريد ؟ گفتند : نان و گوشت مالح « 1 » و عسل و تمر . فرمود : قوم موسى را مانيد چنان كه خداى فرمايد :
وَ إِذْ قُلْتُمْ يا مُوسى لَنْ نَصْبِرَ عَلى طَعامٍ واحِدٍ .
« 2 »
هامش
( 1 ) . مالح : يعنى شور و نمكين . ( 2 ) . سوره بقره ، آيه 61 : هرگز بر يك نوع غذا اكتفا نمىكنيم .
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1445 | لسان الملك سپهر