خواهد شد در راه او به اندازهء پنجاه ( 50 ) ذراع حفره كردند ، و از حصيرها و اشياء ديگر روپوش نمودند تا چون على بر آن عبور دهد به حفيره در افتد و هلاك شود ، پس او را به زير سنگ پوشيده بدارند . چون هنگام مراجعت اسب على به لب حفيره آمد بايستاد و سر برافراخته صورت حال را معروض داشت . على در حقّ او دعاى خير گفت ، و همچنان اسب براند تا بر زبر آن روپوش سست پى برفت و خداوند آن روپوش را در زير پاى اسب محكم كرد چون بدان سوى حفيره رسيد بفرمود تا آن روپوش را برگرفتند و حيلت منافقان را بازنمود .
و در خبر است كه اسب به سخن آمد و بيست و چهار ( 24 ) تن از منافقان را بر شمرد و گفت : دوازده ( 12 ) تن اين حيلت كردهاند و دوازده ( 12 ) ديگر در كمين و كيد رسول خدايند . عرض كردند : يا على صورت اين حال را به حضرت رسول مكتوب فرما ، فرمود : نامهء خدا و پيك او زودتر از نامه و پيك من به پيغمبرش مىرسد . و از آن طرف رسول خداى در فرود عقبهء ذى فتق فرمود : روح الامين مرا خبر مىدهد ، و قصهء على عليه السّلام را تا بپاى بيان فرمود . بعضى بر آنند كه اين آيت مبارك كه مىفرمايد :
كَفَرُوا بَعْدَ إِسْلامِهِمْ وَ هَمُّوا بِما لَمْ يَنالُوا
« 1 » در كيد منافقين با على و قصه حفيره فرود شد .
تخلّف عبد اللّه بن ابى از پيغمبر
مع القصه چون رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله از ارض جرف كوچ همىخواست داد عبد اللّه بن ابىّ كه رئيس منافقان بود با مردم خود آغاز مخالفت نهاد ، و با جماعت خود به جانب مدينه مراجعت كرد و گفت : من با بنى الاصفر رزم ندهم ، اين لشكر چنان پندار كنند كه با روميان رزم جستن كارى سهل باشد ، سوگند با خداى كه ايشان را مقهور و مغلوب مىنگرم و معاينه مىكنم كه در اطراف جهان پراكنده مىروند .
چون اين خبر به رسول خداى برداشتند ، فرمود : اگر در او خيرى بودى از ما كناره
هامش
( 1 ) . سورة توبه ، آيهء 74 : و پس از اسلام آوردن به كفر بازگشتهاند و قصد كارى كردهاند كه به آن دست نيافتهاند .