ما كوچ نمىدهى باشد كه دختران ملوك روم را به جاى كنيزكان مأخوذ دارى . عرض كرد : در ميان قبيلهء من هيچ كس مر زنان را به شيفتگى من نباشد ، بيم دارم كه چون با تو بيرون شوم و دختران ملوك بنى الاصفر را ديدار كنم صبر نتوانم ، لاجرم مرا مفتون مكن و رخصت فرماى تا به جا باشم . پيغمبر فرمود : اجازت كردم تا بمانى و از وى اعراض نمود و او همچنان قوم خود را از كوچ دادن منع مىفرمود .
پسرش گفت : اى پدر بىفرمانى رسول خدا مىكنى و با قوم خود اين گونه سخن مىرانى ، سوگند با خداى كه در حق تو قرآن فرود خواهد شد و تا قيامت مردمان قرائت خواهند كرد . جندب بن قيس گفت : أ يطمع محمّد انّ حرب الرّوم مثل حرب غيرهم لا يرجع من هؤلاء احد ابدا . يعنى : گمان مىكند محمّد كه رزم زدن با لشكر روم مانند ديگر جنگهاست يك تن از اين لشكر كه با او كوچ مىدهند به سلامت مراجعت نخواهند كرد ، و خداوند اين آيت در صفت او نازل فرمود :
وَ مِنْهُمْ مَنْ يَقُولُ ائْذَنْ لِي وَ لا تَفْتِنِّي أَلا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَ إِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكافِرِينَ ، إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ إِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ أَخَذْنا أَمْرَنا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوْا وَ هُمْ فَرِحُونَ .
« 1 » يعنى : پسر قيس و اتباع او مىگويند : ما را در فتنه مينداز به سبب تضييع مال و پريشانى امر عيال ، چه اگر ما سفر كنيم بازماندگان ما را حارسى و حافظى نباشد و اينك در فتنهاند ، چه اظهار نفاق بزرگتر فتنهاى است و كيفر اين كفّار با آتش دوزخ خواهد رفت ، همانا اى محمّد اگر ظفرمند باشى اين جماعت غم آكنده گردد و اگر شكسته شوى گويند : مردمانى با فرهنگ بوديم كه حاضر جنگ نشديم ، و هيچ زيان و ضررى را ملاقات نكرديم .
قُلْ لَنْ يُصِيبَنا إِلَّا ما كَتَبَ اللَّهُ لَنا هُوَ مَوْلانا وَ عَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيَيْنِ وَ نَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يُصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيْدِينا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ
« 2 »
.
بگو اى محمد جز آنكه خداى بر ما نوشته بهرهء ما نگردد و شما از بهر ما جز دو كار نيكو انتظار نتوانيد داشت ، و آن نصرت است و اگر نه شهادت و ما از بهر شما انتظار عذاب الهى مىبريم ، و اگر نه به دست ما پايمال هلاك و دمار شويد .
گويند : جندب بن قيس بعد از آنكه اجازت اقامت در مدينه طلب نمود گفت : اگر خود ساخته سفر نتوانم شد لشكر تبوك را به مال مدد كنم . خداوند اين آيت فرستاد :
هامش
( 1 ) . سورهء توبه ، آيه 49 و 50 .
( 2 ) . سوره توبه ، آيه 51 و 52 .