تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1426

مساهمون:

ص١٤٢٦
رسول اللّه : ليس بنا قوّة ان نخرج معك ما را بضاعتى و عدتى نيست كه با تو توانيم كوچ داد و از هر قوتى و ثروتى دست ما تهى است ، اكنون ما را مركبى بذل فرماى كه پيادگانيم . فرمود : آنچه شما طلب مىكنيد به دست نيست . ايشان از نزد پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله بيرون شدند و گريان بودند از اين روى به جماعت بكائين ملقّب گشتند ، و اين آيت مبارك در صفت ايشان آمد :
وَ لا عَلَى الَّذِينَ إِذا ما أَتَوْكَ لِتَحْمِلَهُمْ قُلْتَ لا أَجِدُ ما أَحْمِلُكُمْ عَلَيْهِ تَوَلَّوْا وَ أَعْيُنُهُمْ تَفِيضُ مِنَ الدَّمْعِ حَزَناً أَلَّا يَجِدُوا ما يُنْفِقُونَ .
« 1 » مىفرمايد : اى محمّد گناهى بر اين جماعت نيست كه به نزديك تو آمدند و طلب مركب كردند و تو در پاسخ فرمودى مركبى به دست نيست ، و ايشان گريان بازشدند تا چرا توانگر نيستند كه ساخته جهاد توانند شد .
إِنَّمَا السَّبِيلُ عَلَى الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ وَ هُمْ أَغْنِياءُ رَضُوا بِأَنْ يَكُونُوا مَعَ الْخَوالِفِ وَ طَبَعَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لا يَعْلَمُونَ .
« 2 » همانا عصيان و ملامت آن مردم توانگر راست كه رضا دادند با زنان و كودكان خود بباشند ، و با مردان جنگ بسيج سفر نكنند ، خداوند دلهاى ايشان را به ختام خذلان مختوم داشته و ايشان آگاه نيستند . بالجمله ابن يامين بن عمرو بن كعب نضرى ، ابو ليلى و ابو مغفّل را ديدار كرد و شترى بديشان تا بنوبت برنشستند ، و از بهر زاد صاعى خرما عطا كرد ، و عباس بن عبد المطلب دو تن را و عثمان بن عفان سه كس را زاد و راحله بدادند ، از اين جمله عتبة بن زيد آن كس است كه تصدق به عرض خود كرد چه آن هنگام كه اصحاب صدقه مىآوردند عرض كرد : يا رسول اللّه خداوند از بندگان صدقه خواهد و مرا چيزى به دست نيست كه از بهر صدقه بذل كنم ، لاجرم عرض « 3 » خود را بر مردمان حلال ساختم تا هركه تعرض به عرض من رساند خود را مورد كيفر نداند فرمود : قد قبل اللّه صدقتك .
هامش
- ( ص ) آمد و گفت : اى رسول خداى من چيزى نيافتم و تمام كالاى خود را آوردم . پيامبر ( ص ) فرمود : خداوند صدقهء تو را پذيرفت . و ابو ليلى عبد الرحمن بن كعب از بنى مازن بن نجّار بود ، عمرو بن عتبه كه از بنى سلمه بود ، سلمة بن صخر كه از بنى زريق بود و عرباض بن ساريه سلمى كه از بنى سليم بود . اين گروه صحيح‌ترين افرادى هستند كه ما شنيده‌ايم . و گفته شده است كه عبد اللّه بن مغفّل مزنى و عمرو بن عوف مزنى هم از ايشان بوده‌اند و هم گفته شده است كه اين گروه فرزندان مقرّن از قبيلهء مزينه بوده‌اند . ( مغازى ، 3 / 757 ) . ( 1 ) . آيهء 92 ، سوره توبه . ( 2 ) . آيهء 93 ، سوره توبة . ( 3 ) . عرض : به معنى تن و نفس و جانب و سوى مرد است كه نگاه مىدارد او را از نقص و عيب كردن و آن را ناموس گويند ( س ) .