تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1425

مساهمون:

ص١٤٢٥

صدقهء ابو عقيل

و ابو عقيل انصارى نيم صاع خرما يا صاعى آورد و گفت : دوش تا بامداد آب با ريسمان كشيده‌ام و دو روز مزدور مردم بوده‌ام ، دو صاع خرما مرا اجرت داده‌اند ، يكى را براى عيال نهاده‌ام و آن ديگر را از بهر ساز ابطال آوردم . پيغمبر فرمود : تا آن صاع را بر فراز ديگر صدقات نثر « 1 » كردند . منافقان بر قلّت صدقهء او عيب گرفتند و اخذ آن را ناستوده شمردند و گفتند : اين صدقه از بهر آن آورد كه از اموال صدقات چيزى بستاند . خداى اين آيت فرستاد :
الَّذِينَ يَلْمِزُونَ الْمُطَّوِّعِينَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فِي الصَّدَقاتِ وَ الَّذِينَ لا يَجِدُونَ إِلَّا جُهْدَهُمْ فَيَسْخَرُونَ مِنْهُمْ سَخِرَ اللَّهُ مِنْهُمْ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ .
« 2 » آنان كه از لمز و غمز « 3 » بندگان فرمان‌پذير را دستخوش سخره مىدارند ، و آنان را كه نيروى انفاق صدقه ندارند به عيب نسبت كنند به عذاب اليم خداوند منتقم كيفر خواهند يافت . بالجمله بسيار كس از زنان مسلمين زيورهاى خود را به حضرت رسول انفاذ مىداشتند تا در اعداد سپاه به كار رود . و پيغمبر كار لشكر بساخت و همىفرمود : نعلين فراوان با خود برداريد چه مردم را چون نعلين باشد به شمار سواران رود .

قصّهء بكاءون

اين هنگام سالم بن عمير و عتبة بن زيد الحارثى و ابو ليلى عبد الرحمن بن كعب مازنى و عمرو بن عنمه اسلمى و سلمة بن صخر از بنى زريق و عرباض بن ساريه سلمى و عبد اللّه بن مغفّل و به روايتى مغفل بن يسار يا مهدى بن عبد الرّحمن ؛ و نيز گفته‌اند : عمرو بن الحمام بن الجموح و به روايتى صخر بن خنسا . « 4 » گفتند : يا
هامش
( 1 ) . نثر : ريختن و افشاندن . ( 2 ) . آيهء 79 ، سوره توبه . ( 3 ) . لمز و غمز : عيب كردن و به چشم و ساير اعضاء اشاره نمودن به عنوان استهزاء و عيب . ( 4 ) . به روايت واقدى : اين گروه هفت نفر از بنى عوف بودند : سالم بن عمير كه در بدر شركت كرده بود و در مورد او اختلافى نيست ، هرمىّ بن عمرو كه از بنى واقف بود ، علبة بن زيد كه از بنى حارثه بود و او همان كسى است كه همهء كالاى خود را براى همين جنگ صدقه داد ، هنگامى كه پيامبر ( ص ) فرمان به اعانه داد و مردم صدقاتى آوردند ، عتبه پيش پيامبر -