تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1401

مساهمون:

ص١٤٠١

وقايع سال نهم هجرى و آن را سنة البراءة خوانند

در مستهل محرم از سال نهم رسول خداى براى اخذ زكات عاملان بگماشت تا به قبايل مسلمين سفر كرده ، زكات اموال ايشان را مأخوذ دارند . پس بريدة بن الحصيب اسلمى ، و به روايتى كعب بن مالك را به قبيلهء غفار و اسلم ، و عباد بن بشر را به بنى سليم و جماعت مزينه ، و رافع بن مكيث جهنى را به جهينه ، و عمرو بن العاص را به فزاره ، و ضحّاك بن سفيان را به بنى كلاب ، و بشر بن سفيان كعبى را به بنى كعب ، و عبد اللّه بن الليثيّه را به بنى ذبيان نامزد فرمود . ابو حميد ساعدى گويد كه : پيغمبر مردى را از قبيلهء ازد كه به ابن الليثيّه نامور بود براى اخذ زكات به طايفه‌اى از مسلمانان فرستاد ، او برفت و زكات اموال آن جماعت را مأخوذ داشته باز مدينه شد و به حضرت پيغمبر پيش گذرانيد ، و عرض كرد كه : اين زكات اموال است ، و اين ديگر هديه‌اى است كه از بهر من كرده‌اند . پيغمبر بر منبر صعود فرمود پس از حمد خداوند گفت : همانا من گروهى را مىفرستم از بهر كارى كه خداوند مرا والى آن امر كرده ، پس يكى مىآيد و مىگويد : اين زكات اموال است و آن ديگر هديه‌اى است كه از بهر من كرده‌اند ؛ آيا چرا نمىنشيند در خانهء پدر و مادر خود ، تا ببيند كه هيچ هديه به دو مىآورند ، به خدائى كه نفس من به دست قدرت اوست كه نگيرد هيچ كس چيزى از زكات الّا آنكه برداشته باشد روز قيامت بر گردن خود ، اگر شتر ، بانگ شتر كند ، و اگر گاو و گوسفند ، بانگ گاو و گوسفند كند ، پس دست برداشت و گفت : الّلهمّ بلّغت الّلهمّ بلّغت . در خبر است كه با عمال صدقات مىفرمود : بپرهيزيد از آنكه كرايم اموال مردم را مأخوذ داريد ، و با مردم مىفرمود : سيأتيكم ركب مبغضون ، فاذا جاءوكم فرحّبوا