ترا شعر چنان كه خداى فرموده :
وَ ما عَلَّمْناهُ الشِّعْرَ وَ ما يَنْبَغِي لَهُ .
« 1 »
و نيز يك تن از اصحاب عرض كرد يا رسول اللّه ، عيينة بن حصن و اقرع بن حابس را هر يك صد ( 100 ) شتر دهى ، و جعيل بن سراقه ضمرى را هيچ عطا نكنى . فرمود سوگند با خداى كه جعيل بهتر است از همه روى زمين كه آكنده از عيينه و اقرع باشد ؛ لكن من دلهاى ايشان را با اسلام به بذل مال الفت مىدهم و اسلام جعيل را استوار مىدانم و او را با اسلام او گذاشتم .
در خبر است كه معتّب بن قشير كه شناختهء نفاق بود گفت : خداوند به اين قسمت رضا نداده ، عبد اللّه بن مسعود اين بشنيد و سخت غمنده گشت ؛ و به حضرت رسول آمده سخنان او را معروض داشت . پيغمبر چنان خشمناك شد كه رنگ مباركش ديگرگون گشت و فرمود : رحم اللّه موسى لقد أوذي بأكثر من هذا فصبر . « 2 »
همانا در يك روز چندين عطا كمتر افتاده ؛ زيرا كه لشكريان دوازده هزار ( 12000 ) كس بودند ، و هر يك را چهار ( 4 ) شتر بهره رسيد و از اين جمله سواران افزون بردند ، و مؤلّفه قلوب را دو هزار ( 2000 ) شتر بهره افتاد . پس به روايتى آن روز پنجاه هزار ( 50000 ) شتر افزون عطا كرد ، جز گوسفند و ديگر اشياء . عظيمتر آنكه حبّهاى از بهر خود مأخوذ نداشت و اين معجزهاى است .
اسلام صفوان بن اميّه
صفوان بن اميّه چون اين كرامت بديد عرض كرد كه : يا رسول اللّه تو امروز عطائى كردى كه كس نتواند الّا آن كس كه از درويشى بيم نكند ، و به خداوند واثق باشد بىگمان تو پيغمبر خدائى و با تو ايمان آوردم و مىگويم : اشهد ان لا إله الّا اللّه و اشهد انّ محمّدا رسول اللّه .
هامش
( 1 ) . سوره يس ، آيه 69 به او شعر نياموختهايم و شعر شايستهء او نيست .
( 2 ) . خدا موسى را رحمت كند به بيشتر از اين اذيت شد و صبر كرد .