تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1374

مساهمون:

ص١٣٧٤
بين شكول النّساء خلقتها * قصد فلا جبلة و لا قضف « 12 »
گفت : دختر غيلان دوشيزه است كه هيچ مرد او را مس نكرده ضامرة الخاصرة « 13 » باريك ميان ، شادكامه ، شوخىكنان ، با تناسب اعضا و تعادل اجزا ، چون برخيزد سرو را ماند كه متمايل گردد ، و چون بنشيند بنيانى استوار باشد ، و كلماتش از نقرات موسيقار خبر دهد ، بالايش شاخى است نو رسته و سرينش تلى است درهم پيوسته ، چون فراز آيد چهار شكن در شكم بنمايد و چون پشت كند هشت چين از خاصرتين آشكار سازد ، از رنگ و بوى دندانش گل اقحوان « 14 » نمونه است ، و ميان دورانش كاسى واژونه « 15 » . چون رسول خداى اين كلمات اصغا فرمود گفت : با اين گونه مردم نبايد مختلط شد و اين گونه كلمات را نبايد شنود ، و حكم داد تا او را به جانب خاخ « 16 » كوچ دهند . چون بر حسب فرمان راه برگرفت بعضى از اصحاب عرض كردند كه اگر فرمان رود از دنبال او بشويم و سرش را از تن دور كنيم : فقال : ما أمرنا أن نقتل المصلّين . و هيت تا زمان حكومت عثمان در خاخ جاى داشت .

تخريب على عليه السّلام بتكده‌هاى اطراف طايف را

و ديگر در ايّام محاصرهء طايف رسول خداى ، علىّ مرتضى را با جماعتى فرمان كرد كه بتكده‌هاى اطراف طايف را ويران كند ؛ و بتان را درهم شكند ؛ لاجرم امير المؤمنين راه برگرفت و در طىّ طريق قبيلهء خثعم مردم خود را انجمن كردند و
هامش
( 12 ) . نگاه عاشقان را در خود غرق مىكند در حالتى كه بىتوجه به بازى خود مشغول است . اندام ميان او چنان زيباست كه نه فربه شمرده مىشود و نه لاغر ( ب ) . ( 13 ) . ضامرة الخاصرة : ميان باريك . ( 14 ) . اقحوان : شكوفه ريحان و بابونه . ( 15 ) . كاسى واژونه : كاسه وارونه . ( 16 ) . خاخ : جائى است ميان مكه و مدينة ، محمد بن جعفر و على بن موسى عليهما السّلام و غيرهما در آنجا منازل داشتند .