ذكر غزوهء حنين « 1 » و مبارزات اصحاب پيغمبر با قبيلهء هوازن و ثقيف
بعد از فتح مكه قبايل عرب بيشتر فرمانپذير شدند و مسلمانى گرفتند ، لكن قبيلهء هوازن و ثقيف كه مردمى دلاور و شجاع بودند تكبّر و تنمّر ورزيدند و با يكديگر پيمان نهادند كه با رسول خداى رزم دهند ، و گفتند : پيغمبر با مردمى ناآزموده مصاف داده و چيره شده ، بعيد نيست كه اكنون قصد ما كند ، نيكو آن است كه ما بر وى بتازيم و پيشدستى را حمله اندازيم .
پس مالك بن عوف نصرى كه قائد هوازن بود و عبد ياليل ثقفى ، با قارب بن الاسود كه زعيم قبيلهء ثقيف بود به تجهيز لشكر پرداختند . و جماعت بنى هلال نيز با ايشان پيوست ؛ لكن مردم كعب و كلاب از هوازن جدائى جست ، اما مالك قبايل را با زنان و كودكان و اموال و مواشى كوچ همىداد ، و چهار هزار ( 4000 ) مرد جنگى در ميان ايشان بود .
گويند : دريد بن الصّمّه كه مردى نابينا بود ، و صد و بيست ( 120 ) سال و به روايتى صد و شصت ( 160 ) سال روزگار داشت ، در ميان قبيلهء جشم بود ، و او را براى ميمنت مىآوردند ، چون ارض اوطاس « 2 » لشكرگاه گشت ، دريد زمين را لمس كرد فقال : فى اىّ واد أنتم ؟ گفتند : در وادى اوطاس . قال : نعم مجال الخيل لا حزن ضرس و لا سهل دهش . گفت : زمين اوطاس براى جنبش مراكب نيكوست ، نه چندان سهل است كه قوايم اسبان در رود ، و نه چنان سخت كه فرس از رفتن فروماند .
آنگاه گفت : ما لى أسمع رغاء البعير و نهاق الحمير ، و يعار الشّاء و بكاء الصغير « 3 » ؟
گفت : اين فرياد گاو و خر و بانگ گريه اطفال چيست ؟ گفتند : مالك مردم با اموال و اولاد كوچ داده تا نتوانند فرار كرد . قال : دريد : راعى ضأن و ربّ الكعبة ماله و للحرب . گفت : چوپان گله چگونه مىتواند در ميدان مردم رزم دهد .
هامش
( 1 ) . حنين : وادى است نزديك مكه .
( 2 ) . اوطاس : موضعى است در سه منزلى مكه .
( 3 ) . متن : مالى اسمع رغاة البعير و نهيق الحمار و خوار البقر و ثغاء الشّاة و بكاء الصّبىّ ؟