تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1162

مساهمون:

ص١١٦٢
شكوى « 1 » او را از بالاى هفت آسمان بشنيد . سوگند با خداى اگر مرا تا شبانگاه بداشتى ، باز نشدم و چون هنگام نماز آمدى ، برفتم و بازآمدم ، چندان‌كه انجام كارش را كفايت كنم .

مسابقت اسب و شتر

و هم در سال ششم هجرت اجازت شد كه در ميان اسبان و شتران مسابقت اندازند و مقرر شد كه ميدان فرس مضمر « 2 » از كجا تا كجا باشد ، و غير مضمر را مسافت رهان چند باشد ؟ گويند : هيچ شتر از شتر عضباى پيغمبر پيشى نتوانست گرفت ؛ مگر وقتى يك تن اعرابى شترى ضعيف بياورد و از عضبا درگذرانيد . بر اصحاب گران آمد . پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ايشان را تسكين كرد و فرمود : حقّ على اللّه أن لا يرفع شيئا الّا وضعه .

وفات مادر عايشه

و هم در اين سال امّ رومان مادر عايشه به جهان ديگر شد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله در مدفن او حاضر گشت ، و به روايتى در قبر او درآمد و آنگاهش كه به قبر مىسپردند ، فرمود : من أراد أن ينظر الى امرأة من الحور العين ، فلينظر الى هذه .

اسلام ابو هريره

و هم در اين سال ششم هجرى ابو هريره دوسى مسلمانى گرفت ، و بعضى اسلام او را در اوايل سال هفتم دانسته‌اند .
هامش
( 1 ) . شكوى : گله و شكايت . ( 2 ) . مضمر چو مقدس : اسبى كه براى دويدن و مسابقه تربيت شود تا گوشتش بريزد .