بن خليفه كلبى سپردند . و كتاب سيم را از بهر كسرى كردند و به عبد اللّه بن حذافه سهمى سپردند - و ما نيز در جلد دوم از كتاب اول در قصه پرويز به شرح بازرانديم - و مكتوب چهارم را از بهر مقوقس والى اسكندريه رقم زدند و حامل آن كتاب حاطب بن ابى بلتعه لخمى بود . و كتاب پنجم از بهر حارث بن ابو شمر غسّانى بود كه حكومت شام داشت و اين نامه را شجاع بن وهب اسدى حامل گشت . و كتاب ششم از بهر هوذة بن على حنفى و ثمامة بن اثال حنفى بود كه امامت يمامه داشت و آن نامه را به سليط بن عمرو عامرى سپردند . و هر يك از اين رسولان به زبان آن قوم كه به ميان ايشان بايد رفت سخن مىكردند و اين نيز معجزهء پيغمبر بود .
نامهء پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله به نجاشى
مع القصه نخستين عمرو ضمرى از مدينه بيرون آمده طريق مملكت حبشه پيش داشت و بعد از رسيدن به درگاه نجاشى رخصت بار حاصل كرده ، بر وى درآمد و ابلاغ رسالت كرد . نجاشى چون نام رسول خداى بشنيد از تخت به زير آمد و نامه پيغمبر را گرفته بر سر و چشم نهاد و بفرمود تا ترجمانى حاضر شده نامه قرائت كرد و در طى مكتوب اين كلمات مرقوم بود :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم من محمّد رسول اللّه الى النّجاشى ملك الحبشة ، أمّا بعد فانّى أحمد اللّه اليك الّذى لا إله الّا هو الملك القدّوس السّلام المؤمن المهيمن ، و أشهد أنّ عيسى بن مريم روح اللّه و كلمته ألقيها الى مريم البتول الطّيّبة الحصينة ، فحملت بعيسى ، فخلقه من روحه و نفخه كما خلق آدم بيده و انّى أدعوك الى اللّه وحده لا شريك له و الموالاة على طاعته ، فان تبعتنى و تؤمن بالّذى جاءني ، فانّى رسول اللّه و انّى أدعوك و جنودك الى اللّه تعالى و قد بلّغت و نصحت ، فاقبلوا نصيحتى و قد بعثت اليك ابن عمّى جعفرا و معه نفر من المسلمين و السّلام على من اتّبع الهدى .
يعنى :
اين نامه از رسول خداى به ملك حبشه نگاشته مىافتد ، همانا من حمد و ثنا مىفرستم به سوى تو مر خداوندى را كه پادشاه بر حق و