و السّلام عليك يا رسول اللّه و بركاته .
خلاصهء كلماتش اين است مىگويد :
سلام خدا بر تو اى پيغمبر خدا ، آن خداوندى كه الوهيّت را جز او سزاوار نيست ، اوست خداوندى كه مرا به اسلام هدايت فرمود . همانا مكتوب تو به من رسيد سوگند با خداى آسمان و زمين كه آنچه در حق عيسى فرمودى از آن بر زيادت نيست . گواهى مىدهم كه تو رسول خدائى و به دست پسر عمّ تو جعفر ايمان آوردم و اگر فرمان كنى خود به حضرت تو آيم و اينك فرزند خود « ارها » را به خدمت فرستادم و آنچه تو مىگوئى حق و صدق است و السّلام عليكم يا رسول اللّه .
و پاسخ نامه را به عمرو بن اميّه ضمرى بازداد و از پس آن پسر خود ارها را با شصت ( 60 ) تن از مردم خود گسيل حضرت رسول فرمود ، اما ارها چنان افتاد كه از راه بحر ساز سفر كرد و كشتى او در ميان دريا به لطمهء طوفان غرقه شد و ارها با مردمش هلاك گشتند .
نامه پيغمبر به نجاشى به انشاى على عليه السّلام
گويند چون جواب نامه از نجاشى به حضرت رسول رسيد ، على عليه السّلام را فرمود :
جوابى موجز نگار كن . علىّ مرتضى بدين گونه مكتوب كرد :
بسم اللّه الرّحمن الرّحيم أمّا بعد فكأنّك من الرّقّة علينا منّا و كأنّا من الثّقة بك منك لانّا لا نرجوا منك خيرا الّا نلناه و لا نخاف منك أمرا الّا أمنّاه و باللّه التّوفيق فقال النّبى صلّى اللّه عليه و آله الحمد للّه الّذى جعل من اهلى مثلك و شدّ أزرى بك .
و به روايتى از پس نامه نخستين از حضرت رسول به نجاشى فرمان شد كه امّ حبيبه دختر ابو سفيان را كه از جملهء مسلمات مهاجرات بود براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله نكاح كند و با ديگر مهاجرين حبشه به سوى مدينه فرستد - و شرح حال امّ حبيبه در ذيل قصه زوجات مطهرات مرقوم خواهد شد - .