تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1141

مساهمون:

ص١١٤١

نكاح بستن نجاشى امّ حبيبه دختر ابو سفيان را براى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله

بالجمله نجاشى اين بشارت به امّ حبيبه فرستاد و او خالد بن سعيد بن العاص را وكيل نمود تا او را به نكاح پيغمبر درآورد و نجاشى كابين او را به چهارصد ( 400 ) مثقال ذهب بست و به اتفاق مهاجرانش كار سفر بساخت و در دو كشتى با عمرو بن اميّه ضمرى به جانب مدينه گسيل فرمود . آنگاه نجاشى فرمان كرد تا دو حقه از عاج بياورند و نامه‌هاى پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را در آن حقه‌ها جاى دادند و مردم حبشه را فرمود : چندان‌كه اين دو كتاب در ميان شماست با خير و بركت انبازيد . گويند : هنوز آن نامه‌ها در خزانهء ملوك حبشه مضبوط است . و چون نجاشى وداع جهان گفت - چنان كه در جاى خود مرقوم مىشود - از پس او اسلام ملك حبشه مكشوف نيست .

رسالت دحيه نزد هرقل

اما رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله چون نامهء هرقل « 1 » را به دحيه كلبى سپرد فرمود : نخست در بلد بصرى « 2 » درآى و عظيم بصرى را آگاه كن تا با تو كس همراه كند و تو را به درگاه هرقل برساند . پس دحيه از مدينه بيرون شد و تا ارض بصرى بشتافت و اين وقت عظيم بصرى در حمص « 3 » جاى داشت . دحيه ببود تا عظيم بصرى درآمد ، فرمان پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله را بگذاشت . عظيم بصرى ، عدىّ بن حاتم را فرمان كرد تا به اتّفاق دحيه طريق خدمت هرقل سپارد .
هامش
( 1 ) . نام اصلى او هراكليوس و در منابع اسلامى به صورت هرقل و هرقل آمده است . ( 2 ) . بصرى : بلدى است نزديك شام . ( 3 ) . حمص : قلعه محكمى بوده است بر سر تلّى ميان دمشق و حلب .