تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1122

مساهمون:

ص١١٢٢
كرد . و نيز چنان افتاد كه مردم در حديبيه جوعان « 1 » شدند و زحمت گرسنگى در ايشان اثر كرد . رسول خدا بفرمود : نطعى « 2 » بگستردند و اصحاب از بقيه زاد خود مقدارى آرد و چند عدد خرما بر زبر نطع بريختند . آنگاه پيغمبر بر پاى ايستاده از بهر بركت ، خداى را بخواند و فرمود تا هر كس ظرف خويش را بياورد و چندان‌كه توانست از آرد و خرما بياكند و هنوز به جاى بود . و همچنان در حديبيه وحشيان در ميان خيمه‌هاى مردمان درمىآمدند ، چنان كه به دست مىتوانستند مأخوذ داشت و كس آسيب هيچ صيد نمىكرد و خداى اين آيت را بدين فرستاد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَيَبْلُوَنَّكُمُ اللَّهُ بِشَيْءٍ مِنَ الصَّيْدِ تَنالُهُ أَيْدِيكُمْ وَ رِماحُكُمْ لِيَعْلَمَ اللَّهُ مَنْ يَخافُهُ بِالْغَيْبِ فَمَنِ اعْتَدى بَعْدَ ذلِكَ فَلَهُ عَذابٌ أَلِيمٌ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَقْتُلُوا الصَّيْدَ وَ أَنْتُمْ حُرُمٌ وَ مَنْ قَتَلَهُ مِنْكُمْ مُتَعَمِّداً فَجَزاءٌ مِثْلُ ما قَتَلَ مِنَ النَّعَمِ يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُمْ هَدْياً بالِغَ الْكَعْبَةِ أَوْ كَفَّارَةٌ طَعامُ مَساكِينَ أَوْ عَدْلُ ذلِكَ صِياماً لِيَذُوقَ وَبالَ أَمْرِهِ عَفَا اللَّهُ عَمَّا سَلَفَ وَ مَنْ عادَ فَيَنْتَقِمُ اللَّهُ مِنْهُ وَ اللَّهُ عَزِيزٌ ذُو انْتِقامٍ
« 3 »
.
خلاصهء معنى آن است كه : خداوند آزمايش مىدهد آنان را كه از بهر حج احرام بسته‌اند بدين كه دست و نيزهء ايشان به نخجيرها « 4 » تواند رسيد پس آن كس كه به عمد قصد صيدى كند ، بايد به تصديق دو مرد عادل مانند آن صيد را هدى مكّه سازد ، چنان كه گوسفندى را به جاى آهو شمار كنند و اگر از آهو بزرگتر شكار كنند ، قربانى را شگرف بايد كرد يا اينكه به كفارت اين گناه ، درويشان را به نحوى كه در شريعت مقرّر است طعام دهند و اگر نه به جاى طعام هر درويشى روزه گيرند و از آنچه در جاهليّت كردند يا قبل از رسيدن حكم حرمت مرتكب اين معصيت شدند ، خداوند معفو داشت . چه گويند : ابو اليسر بعد از رسيدن به حديبيه با اينكه محرم بود صيد گور دشتى كرد . مع القصه قريش سهيل بن عمرو و مكرز بن حفص بن اخيف « 5 » و [ حويطب بن عبد العزّى ] را گفتند : بشتابيد و در ميان ما و محمّد كار به مصالحت كنيد تا اسيران ما
هامش
( 1 ) . جوعان : گرسنه ( 2 ) . نطع : سفره چرمى ( 3 ) . سورهء مائده ، آيه 94 و 95 . ( 4 ) . نخجير : شكارگاه و نيز به معنى شكار هم به كار مىرود . ( 5 ) . متن : حفص بن احنف .