تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1081

مساهمون:

ص١٠٨١
جراحت يافت ، چنان كه چند روز در مدينه نشسته نماز گزاشته و اصحاب ايستاده اقتدا مىنمودند . فرمود تا نشسته اقتدا كنند و گفت : انّما جعل الامام ليؤتم به فاذا ركع فاركعوا و اذا سجد فاسجدوا و اذا جلس فاجلسوا يعنى : همانا امام از بهر آن است كه با وى اقتدا كنند چه ركوع و چه سجود و چه جلسه استراحت ، در همه حال بايد متابعت كرد ؛ لكن جمعى از جماعت عامه اين حديث را منسوخ دانند چه به صحت نهاده‌اند كه در مرض موت پيغمبر نشسته نماز گزاشت و مردمان ايستاده اقتدا كردند . در خبر است كه كفار زنى را با شتران اسير بردند چون كافران به منزل فرود شدند ، [ زن ] فرصتى به دست كرده بر شترى سوار شد و به سوى مدينه تاخت . چون به حضرت رسول آمد عرض كرد : يا رسول اللّه نذر كرده‌ام كه چون اين شتر مرا به منزل رساند آن را قربان كنم . پيغمبر تبسمى فرمود و گفت : اى زن بد پاداشى است كه به جان اين شتر مىكنى . بعد از آن كه بر آن سوار شدى و تو را به خانه آورد ، بخواهى او را كشتن و اين نذر كه كرده‌اى درست نباشد ؛ زيرا كه نذر در معصيت خداى تعالى و در چيزى كه ملك تو نباشد درست نيست .

سريّه عكّاشه

و هم درين سال ششم هجرى سريّه عكّاشة بن محصن اسدى بود كه او را پيغمبر با چهل ( 40 ) كس به قوم بنى اسد كه در ارض غمره بودند مأمور داشت . چون عكّاشه بدان اراضى رسيد ، آن قوم بگريختند . پس شجاع بن وهب را بفرستاد تا يك تن از آن مردم را به دست آورد و او را امان دادند تا مسلمانان را بر مواشى هزيمت‌شدگان دلالت نموده ، دويست ( 200 ) شتر از ايشان براندند و به مدينه آوردند .

سريّه محمد بن مسلمه

و هم در اين سال محمّد بن مسلمه با ده ( 10 ) تن از ابطال در ارض ذى القصّه
ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1081 | لسان الملك سپهر