پذيرفتند دختر قائد ايشان را از بهر خويش نكاح كن .
پس عبد الرحمن به دومة الجندل رفت و سه روز در ميان ايشان زيستن كرد و آن جماعت را به اسلام دلالت كرد . اصبغ بن عمرو كلبى كه سيد سلسله و بر ملّت نصرانى بود مسلمانى گرفت و جماعتى متابعت او كردند و گروهى جزيه بر ذمّت نهادند و عبد الرحمن ، تماضر يا تمامه بنت اصبغ را از بهر خويش نكاح كرد و به مدينه آورد ؛ و ابو سلمه كه از فقهاى سبعه است از تماضر به وجود آمد .
سريه علىّ عليه السّلام
و هم در اين سال ششم هجرى به فرمان رسول خداى ، على مرتضى با صد ( 100 ) تن از ابطال رجال به قصد قبيله بنى سعد بن بكر آهنگ اراضى فدك نمود . و همه جا شب طى مسافت كرده روزها مخفى مىزيست تا به ارض همج « 1 » رسيد ، شخصى را دستگير فرمود و امان داد به شرط آنكه لشكر اسلام را ناگاه بر سر معاندين برد ، و او چنين كرد ، پس مغافصة بر بنى سعد بتاختند و ايشان را هزيمت ساختند . پانصد ( 500 ) نفر شتر و دو هزار ( 2000 ) سر گوسفند به غنيمت دستگير شد . على عليه السّلام چند شتر كه خلاصهء غنيمت بود خاصّهء پيغمبر نهاد و ديگر را بر مردمان سريّه قسمت كرد و باز مدينه شد .
سريّه [ هاى ] زيد بن حارثه
و هم در اين سال در رجب ، سريّه زيد بن حارثه به وادى القرى افتاد ، چه زيد به تجارت شام سفر كرد و اموال اصحاب با او فراوان بود . چون به وادى القرى قريب شد گروهى از بنى بدر از قبيلهء فزاره بر ايشان تاختند و مسلمانان را بعضى مقتول و
هامش
( 1 ) . همج : نخلستانى بوده است نزديك مدينه در سمت وادى القرى .