وقايع سال ششم هجرى و آن را سنة الاستيناس خوانند فرض شدن حج
در اين سال حج كعبه فريضه گشت و آيهء كريمهء
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ
« 1 » نزول يافت .
و از اتمام ، مراد اقامت حج و عمره است نه تكميل آن ، چه علقمه و مسروق و ابراهيم نخعى به لفظ و اقيموا الحجّ و العمرة للّه قرائت كردهاند و پيغمبر را تأخير در اداى فريضه حج تواند بود كه فرض عمره مكشوف افتد كه وقتش موسع و وجوبش موقوف بر استطاعت است و از شرايط استطاعت امنيت طرق است و كفار مانع بودند .
ديگر آنكه موسم حج را تغيير داده بودند پس پيغمبر فرمود : به تأخير اندازيم تا موسم حج به ذيحجه رسيد و طايفهاى گويند : فرض حج در سال نهم هجرى واقع شد ؛ زيرا كه فتح مكه در سال هشتم بود . اگر حج فرض بودى هم در آن سال پيغمبر اداى فريضه كردى و حكم به أداى آن فرمودى ، چنانچه در سال نهم ابو بكر را حكم فرمود تا حج كند و در سال دهم خود به حج رفت . پس معلوم توان كرد كه حج در سال نهم فرض شده و آيهء كريمهء
وَ أَتِمُّوا الْحَجَّ وَ الْعُمْرَةَ لِلَّهِ
« 2 » دلالت بر فرض بودن حج ندارد ؛ بلكه امر است به اتمام و انجام حج و عمره بعد از شروع در آن .
هامش
( 1 ) . بقره ، 196 : حج و عمره را براى خدا به جاى آوريد .
( 2 ) . بقره ، 196 : حج و عمره را براى خدا به جاى آوريد .