عيسى عليه السّلام عقيدتى جداگانه بدست كرد و با مردى كه مذهب كاتليك داشتند بينونتى بزرگ به ميان آمد .
همانا مذهب كاتليك در ميان عيسويان شريعتى بزرگ و قويتر از ساير مذاهب است و ايشان گويند : عيسى را دو اختيار است : يكى اختيار خدائى است و آن ديگر اختيار بشرى . سرژيوس گفت : در حضرت عيسى عليه السّلام يك اختيار است و آن اختيار خدائى است و او از اختيار بشرى مبرّاست . انر سخن او را پسنديده داشت و اين مذهب را اختيار كرد « 1 » . لا جرم عقيدت مردم كاتليك از او بگشت و در پايان كار علماى نصارى و كشيشان او را در قسطنطنيه لعن كردند و مدت پاپى و سلطنت او سيزده ( 13 ) سال بود .
هامش
( 1 ) . در سال 631 م كوروس فاسيسى بطرك اسكندريه اعتقادى مبتنى بر وحدت مشيت ترويج كرد كه مورد مخالفت كشيشى فلسطينى به نام سوفرونيوس قرار گرفت . به دستور سوفرونيوس ، سرگيوس بطرك قسطنطنيه نامهاى به پاپ هونوريوس اول نوشت و نظر او را دربارهء اين اعتقاد جديد خواستار شد . پاپ در جواب نامهاى نوشت كه ظاهرا وحدت مشيت را تأييد مىكرد ، ولى بحث بيشتر در اين مسأله را جايز ندانست . كمى بعد هراكليوس - در منابع اسلامى هرقل - اعلاميهاى منتشر كرد ( 638 م ) كه بنا بر آن مذهب وحدت مشيت مذهب رسمى شاهانهء مسيحيت شناخته شد . زمانى كه اين اعلاميه به رم رسيد ، پاپ سورينوس جانشين هونوريوس ، آن را رسما محكوم كرد . هرقل پيش از مرگ منكر صدور اعلاميه از طرف خود شد و صدور آن را به سرگيوس نسبت داد .