تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1034

مساهمون:

ص١٠٣٤

ذكر مقاتلت و مبارزت على عليه السّلام با عمرو بن عبد ودّ

يك روز چنان افتاد كه عمرو بن عبد ودّ بن قيس بن عامر بن لؤىّ بن غالب و نوفل بن عبد اللّه بن المغيره و ضرار بن الخطّاب و هبيرة بن ابى وهب و عكرمة بن ابى جهل و مرداس الفهرى از بنى محارب كه همه از شجعان و فرسان قريش بودند تا كنار خندق تاختن كردند و مضيقى « 1 » به دست كرده از آن تنگنا خويشتن را به خندق درانداختند و ابو سفيان و خالد بن الوليد با جماعتى از مبارزان قريش و كنانه و فزاره و غطفان در كنار خندق صف برزدند . عمرو بن عبد ودّ بانگ درداد كه شما نيز درآئيد . ايشان گفتند : شما ساخته جنگ باشيد اگر حاجت افتد ما نيز درنگ نخواهيم جست و به شما خواهيم پيوست . چون عمرو - چنان كه به شرح رفت - در جنگ بدر زخمى صعب يافته فرار كرد و در جنگ احد نتوانست حاضر شد سخت غمنده بود و بيم داشت كه نام بلند او در شجاعت پست شود چه دلاوران عرب او را با هزار سوار برابر نهاده بودند . اين وقت بر اسب خود كه ملهوب نام داشت استوار بنشست و اين شعر با خويشتن همى تذكره كرد :
اسرج الملهوب لا طاقة لى * و اتنى بالدّرع يا ذا الرّجل
و هلمّ السّيف و الرّمح معا * فاكرّ اليوم كرّ البطل
خرج الفرسان من ساداتنا * و ارى قد فزّعونى بعلى
و او را فارس يليل مىناميدند و يليل نام موضعى است نزديك بدر . وقتى چنان افتاد كه عمرو با چند سوار بدانجا تاخت و جماعتى از قبيله بنو بكر از پيش روى ايشان درآمدند و حمله افكندند ، عمرو مردم خود را عبور داده بايستاد و يك تنه با آن جماعت كار به مقاتلت و مبارزت كرد و ايشان را دفع داد از اين روى فارس يليل نام يافت . بالجمله عمرو چون ديو ديوانه اسب برجهاند و لختى گرد ميدان برآمد و ندائى ضخم « 2 » درداد و مبارز طلب داشت . اصحاب پيغمبر چون خبر عمرو را شنيده بودند
هامش
( 1 ) . مضيق : جاى تنگ ( 2 ) . صدائى درشت و كلفت