اصحابهم يعنى : نيست محمّد و اصحابش ، الّا خوردن اكله اگر ايشان گوشت بودند ، ابو سفيان و اصحابش همه را يك لقمه كردند .
جبرئيل سخن ايشان را به حضرت رسول برداشت و اين آيت بياورد :
قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الْمُعَوِّقِينَ مِنْكُمْ وَ الْقائِلِينَ لِإِخْوانِهِمْ هَلُمَّ إِلَيْنا وَ لا يَأْتُونَ الْبَأْسَ إِلَّا قَلِيلًا
« 1 » همانا خداى مىداند آنان را كه مسلمين را از نصرت رسول بازمىدارند و مىشناسد آنان را كه برادران خود را به سوى خود مىطلبند و از جهاد منع مىنمايند . همانا اين منافقان با كفار كارزار ندهند ، جز عددى اندك و ايشان را نيز فرمان خداى انگيز نكند بلكه بيچارگى و اضطرار انگيزش دهد .
أَشِحَّةً عَلَيْكُمْ فَإِذا جاءَ الْخَوْفُ رَأَيْتَهُمْ يَنْظُرُونَ إِلَيْكَ تَدُورُ أَعْيُنُهُمْ كَالَّذِي يُغْشى عَلَيْهِ مِنَ الْمَوْتِ فَإِذا ذَهَبَ الْخَوْفُ سَلَقُوكُمْ بِأَلْسِنَةٍ حِدادٍ أَشِحَّةً عَلَى الْخَيْرِ أُولئِكَ لَمْ يُؤْمِنُوا فَأَحْبَطَ اللَّهُ أَعْمالَهُمْ وَ كانَ ذلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيراً
« 2 »
.
مىفرمايد : اين منافقان جماعتى بخيل باشند به بذل جان و مال نصرت شما نجويند و از كمال بددلى و جبن چون روز جنگ پيش آيد چنان به سوى تو نگرند كه گوئى چشمهاى ايشان از سكرات مرگ به دوران افتاده و چون روز نصرت و غنيمت برسد از بهر اخذ غنايم زبان خويش را بر شما مانند سنان نيزه تند و تيز كنند و بنمايند كه اين غلبه و نصرت به پشتيبانى و حمايت ماست . همانا اين جماعت ايمان نياوردهاند و خداوند اعمال ايشان را از درجه قبول ساقط ساخته و ابطال امر ايشان بر خداوند سهل و آسان است .
مع القصه در ايام محاصره صفيّه دختر عبد المطّلب در حصن فارغ و به روايتى در حصن بنى حارثه كه از قلاع مدينه است جاى داشت ؛ و حسان بن ثابت مردى بددل و جبّان بود و آن نيرو نداشت كه در ميان مبارزت با مردان جنگ همآهنگ باشد ، لاجرم خود را به ميان زنان انداخته در پناه صفيّه در ميان حصن فارغ مىزيست .
از آن سوى چون جهودان را گمان مىرفت كه پيغمبر را در جنگ خندق طريق نجات به دست نخواهد شد يك تن از جهودان كه نيك دلاور و تناور بود به كنار حصن صفيّه آمد و همى ترتيب آلات صعود مىكرد . صفيّه گفت : هان اى حسان تيغ بگير و از اين باره « 3 » فرو شو و گردن اين سگ بزن و اگر نه او به باره صعود دهد و به ميان عورات « 4 » درآيد .
هامش
( 1 ) . احزاب ، آيه 18 .
( 2 ) . احزاب ، آيه 19 .
( 3 ) . باره : ديوار
( 4 ) . عورات : زنان