تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1026

مساهمون:

ص١٠٢٦
بن رواحه و خوّات بن جبير را نيز بخواند و از بهر نصيحت بديشان فرستاد و فرمود : اگر مخالفت كرده‌اند وقت مراجعت قصّهء ايشان را در ميان لشكر پراكنده مكنيد بلكه سخنى به رمز باز نمائيد . ايشان بر حسب فرمان برفتند و كعب بن اسد را ديدار كردند و چندان‌كه سخن از در پند و اندرز براندند هيچ در كعب درنگرفت و آغاز سفاهت كرد و در حقّ رسول خداى تباه گفت « 1 » ، ناچار آن جماعت مراجعت كرده ، در حضرت رسول معروض داشتند كه : بنى قريظه كار به كردار عضل و قاره كردند ، چه قبيلهء عضل و قاره - چنان كه مرقوم شد - بعد از اسلام غدر كردند و كردار ايشان در عرب مثل گشت و هر كه غدرى انديشيد بديشان نسبت كردند . بالجمله رسول خدا فرمود :
حَسْبُنَا اللَّهُ وَ نِعْمَ الْوَكِيلُ
« 2 » و به روايتى تكبير گفت و حاضران موافقت كردند و خداى اين آيت مبارك بدين فرستاد :
الَّذِينَ عاهَدْتَ مِنْهُمْ ثُمَّ يَنْقُضُونَ عَهْدَهُمْ فِي كُلِّ مَرَّةٍ وَ هُمْ لا يَتَّقُونَ فَإِمَّا تَثْقَفَنَّهُمْ فِي الْحَرْبِ فَشَرِّدْ بِهِمْ مَنْ خَلْفَهُمْ لَعَلَّهُمْ يَذَّكَّرُونَ وَ إِمَّا تَخافَنَّ مِنْ قَوْمٍ خِيانَةً فَانْبِذْ إِلَيْهِمْ عَلى سَواءٍ إِنَّ اللَّهَ لا يُحِبُّ الْخائِنِينَ
« 3 »
.
خلاصهء سخن به پارسى چنان است كه : اى محمّد از اين جهودان كه عهد بستدى و پيمان بشكستند چون در حرب بديشان دست يا بى چندان از ايشان بكش كه آن دشمنان كه اقتفا بديشان دارند بهراسند و نقض عهد تو را روا ندارند ؛ و اگر از خيانت قومى ترسناكى و نقض عهد ايشان بر تو آشكار است تو نيز عهد ايشان را فروگذار و تنبيه كن كه عهد شما را بشكستم تا از دو سوى كار به عدل و سويت رود زيرا كه خدا غدّاران و خيانت‌كاران را دوست نمىدارد . و چون نقص عهد بنى قريظه در چنين وقت كه لشكر عرب مىرسيد خطبى عظيم بود ، مسلمانان را كسرى در قلوب افتاد و پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله ايشان را دل همىداد و از جانب خداى وعدهء نصرت نهاد .
هامش
( 1 ) . ياوه‌گويى كرد و ناسزا گفت . ( 2 ) . آل عمران ، 173 : خدا ما را بسنده و بهترين حامى است . ( 3 ) . سورهء انفال ، آيه 56 - 58 .