تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1023

مساهمون:

ص١٠٢٣
و ديگر آنكه در ايام حفر خندق مسلمانان چون دربايستى « 1 » افتاد به عرض مىرسانيدند و اجازت حاصل كرده از پى حاجت مىرفتند ؛ و چون كار خويش به پاى مىبردند باز خندق مىشدند و خداى اين آيت در شأن ايشان فرو فرستاد :
إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذا كانُوا مَعَهُ عَلى أَمْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأْذِنُوهُ إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَأْذِنُونَكَ أُولئِكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ فَإِذَا اسْتَأْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَنْ لِمَنْ شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لَهُمُ اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ
« 2 » خلاصهء معنى آن است كه : مؤمنين بىاذن و اجازت از كارى كه به اتفاق رسول خداى دارند بيرون نشوند و كناره نجويند . آنگاه مىفرمايد : اى محمّد آنان كه از در صدق براى انجام امر خود رخصت طلبند اجازت فرماى و از بهر ايشان طلب آمرزش كن . و چون جماعتى از در نفاق طلب رخصت مىكردند و امرى به دروغ بر خود واجب مىنمودند و فرار از كار را بيرون مىشدند ، خداوند اين آيت در شأن ايشان فرود كرد :
لا تَجْعَلُوا دُعاءَ الرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعاءِ بَعْضِكُمْ بَعْضاً قَدْ يَعْلَمُ اللَّهُ الَّذِينَ يَتَسَلَّلُونَ مِنْكُمْ لِواذاً فَلْيَحْذَرِ الَّذِينَ
يُخالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَنْ تُصِيبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ يُصِيبَهُمْ عَذابٌ أَلِيمٌ
« 3 »
.
معنى چنان است كه : اى مردمان ! رسول خداى را انباز « 4 » خويش مشماريد و طلب فرمودن او را چون دعوت خود ندانيد ، زيرا كه بر هر چه او فرمان كند بر شما واجب افتد ، همانا خدا دانا و بيناست مر آن جماعت را كه يكديگر را پناه مىگيرند و از پس پشت يكديگر درمىآيند و اندك اندك بيرون مىشوند . پس اين مردم كه خداوند را بىفرمان كنند بايد بهراسند و از بلائى يا عذابى كه بديشان رسد هراسنده باشند . مع القصه مسلمانان كار خندق را به كران بردند و طرق آن را بر هشت باب نهادند ، آنگاه پيغمبر فرمان كرد تا در هر باب يك تن از مهاجر و يك تن از انصار با چند كس از لشكر حارس و حافظ باشد ؛ و حصار مدينه را نيز استوار فرموده ، زنان و كودكان را با اموال و اثقال جاى دادند . سه روز از آن پيش كه قريش برسد اين كارها به نظام شد . اما از آن سوى ابو سفيان بن حرب ، حىّ بن اخطب را طلب داشت و گفت : اگر توانى جهود بنى قريظه را نيز از محمّد بگردانى نيكوكارى است . حىّ بن اخطب راه
هامش
( 1 ) . دربايستى : كار ضرور و لازم ( 2 ) . سوره نور ، آيه 62 . ( 3 ) . سورهء نور ، آيه 63 . ( 4 ) . انباز : شريك