تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1015

مساهمون:

ص١٠١٥
دو صنم است از قريش . يعنى اين جهودان كه صاحب توريه‌اند ، تصديق مىكنند قريش را در بت‌پرستى و مىگويند شما به هدايت نزديكتريد از محمّد . اين گروه را خداوند لعنت كرده است و كسى را كه خداى لعن كرد از براى او ناصرى نخواهى يافت . مع القصه جهودان عهد با قريش محكم كردند و از نزد ايشان به ميان قبيلهء غطفان بن قيس بن غيلان عبور نمودند و يك‌ساله خرماى نخلستان خيبر را و به روايتى نصف آن خرما را از بهر ايشان بر ذمّت نهادند به شرط كه در حرب محمّد با ايشان همدست باشند . عيينة بن حصن بن حذيفة بن بدر فزارى كه قائد قبيله غطفان بود مسئلت ايشان را به اجابت مقرون داشت . و چون بنى اسد حليف غطفان بودند ، طليحه با جماعتى از بنى اسد و مسعر بن جبلة الاسدى با غطفان همداستان گشتند . و ديگر حارث بن عوف بن ابى حارثة المزنى با بنى مرّه و نويرة بن طريف با جماعت خود از بنى اشجع و عامر بن طفيل با قبيلهء هوازن دل بر حرب پيغمبر نهادند و همچنان قريش با بنى سليم مكتوب كردند و لشكرى به مدد خواستند و ايشان ابو الاعور السّلمى را مأمور ساختند و جماعتى را تجهيز كرده با او كوچ دادند . مع القصه ابو سفيان با چهار هزار ( 4000 ) مرد از مكه بيرون شد و رايت جنگ را به عثمان بن طلحة بن ابى طلحه داد و در لشكر ايشان هزار ( 1000 ) نفر شتر و سيصد ( 300 ) سر اسب بود ؛ و چون به مرّ الظّهران رسيد دو هزار ( 2000 ) مرد از قبايل اسلم و اشجع و بنو مرّة و كنانه و فزاره و غطفان بديشان پيوست ؛ و از آنجا كوچ بر كوچ طريق مدينه سپردند و از هر جانب لشكرى بديشان پيوسته مىشد ، چندان‌كه در كنار مدينه ده هزار ( 10000 ) تن مرد لشكرى عرض داد . اما از اين سوى چون اين خبر به حضرت پيغمبر آوردند ، رسول خدا با اصحاب كار به شورى نهاد و هر كس در بيرون تاختن از مدينه يا از پس حصار رزم ساختن ، سخنى گفت . از ميانه عبد اللّه بن ابىّ با جماعتى معروض داشتند كه : بيرون شدن از مدينه بيرون حزم « 1 » و رويت « 2 » است و ما آزموده‌ايم كه چون لشكرى بر سر مدينه آيد و ما متحصن شويم فتح ناكرده بازگردد . اين هنگام رسول خدا ، سلمان فارسى را طلب فرمود و در اين مبارزت از وى
هامش
( 1 ) . حزم : دورانديشى و احتياط . ( 2 ) . رويت : فكر