تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1012

مساهمون:

ص١٠١٢
عايشه كه گفت : لكنك لست كذلك اشاره به آيهء شريفه :
وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَ يُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ يَأْكُلَ لَحْمَ أَخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ
« 1 » مىباشد . كنايه از آنكه من از خوردن گوشت زنان پارسا گرسنه‌ام و غيبت نكنم و تهمت نزنم ، لكن تو كه حسانى چنين نيستى ، مرا تهمت بستى و غيبت كردى . يك تن از مسلمين در حق حسان بن ثابت و اصحاب افك گويد :
لقد كان حسّان الّذى كان اهله * و حمنة اذ قالوا هجيرا و مسطح
تعاطوا برجم الغيب زوج نبيّهم * و سخطة ذى العرش الكريم فاترحوا
و آذوا رسول اللّه فيها فجلّلوا * محاذى تبقى عمّموها و فضّحوا
و صبّت عليهم محصدات كانّها * شآبيب « 2 » قطر من ذرى المزن « 3 » تسفح « 4 »
گويند : وقتى عايشه در طواف بود با امّ حكيم بنت خالد بن العاص و دختر عبد اللّه بن ابىّ ، دهما ؛ و ايشان حسان را سب « 5 » مىكردند عايشه گفت : اميد مىرود كه در بهشت درآيد چه قائل اين شعر است :
هجوت محمّدا فأجبت عنه * و عند اللّه فى ذاك الجزاء
فانّ ابى و والده و عرضى * لعرض محمّد منكم وقاء « 6 »
بعضى بر آنند كه : حسان از اهل افك نيست و پيغمبر بر وى حد نراند و از طرف ديگر صفوان نيز خود را آشكار ساخت و مكشوف افتاد كه حصور است و هرگز با زنان نزديكى نكرده است .
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات ، آيه 12 : و هرگز غيبت يكديگر را روا نداريد ، آيا در ميان شما كسى هست كه دوست داشته باشد گوشت برادر مردهء خود را بخورد . ( 2 ) . شؤبوب : يك‌دفعه باران ، شآبيب جمع آن ( س ) . ( 3 ) . مزن : سحاب ، ابر . ( 4 ) . سفح : ريختن آب و خون ( س ) . ( 5 ) . سب : دشنام دادن ( 6 ) . به روايت واقدى : عايشه همواره از حسّان به نيكى ياد مىكرد . روزى شنيد كه عروة بن زبير ، حسّان را دشنام مىدهد ، به او اعتراض كرد و گفت : پسركم به حسّان دشنام مده ! مگر او اين بيت را نسروده است ؟ همانا پدرم و پدرش و آبروى من همه در مقابل محمد ( ص ) فدا باد . ( مغازى ، 2 / 328 ) . اشعار مطولى است ، براى اطلاع بيشتر از بقيه ابيات ، رجوع شود به ديوان حسّان بن ثابت ( ص 17 - 21 ) .