حزبى فراهم كردند . و انگيزش اين غزوه از بهر آن بود كه چون رسول خداى جهودان بنى النضير را از مدينه بيرون شدن فرمود ايشان گروه گروه شدند و هر جمعى به جماعتى پيوستند . حىّ بن اخطب و سلّام بن ابى الحقيق و كنانة بن الرّبيع « 1 » و ابو عمار الوائلى و هوذة بن قيس الوائلى و ابو عامر راهب كه شطرى از نفاق او مرقوم افتاد .
بالجمله بيست ( 20 ) تن از بزرگان جهود به مكه شدند و ابو سفيان را ديدار كردند ، گفت : از بهر چه بدينجا شديد ؟ گفتند : تا با شما در كين و كيد محمّد يك دل و يك جهت باشيم . نيك شاد شد و ايشان را ترحيب « 2 » و ترجيب « 3 » كرد . گفتند : اكنون پنجاه ( 50 ) كس از صناديد قريش را انجمن كن تا در خانه مكه اين معاهده و مواضعه « 4 » استوار كنيم . ابو سفيان آن جماعت را با بزرگان قريش در خانهء مكه انجمن كرد و هر دو گروه سينههاى خويش را به حيطان « 5 » خانه ملصق « 6 » كرده سوگند ياد كردند كه تا زنده باشند از حرب محمّد دست بازندارند .
ابو سفيان گفت : اى جماعت جهود شما از اخيار علما و احبار اهل كتابيد ، دين ما و كيش ما آن است كه خانهء كعبه را عمارت كنيم و زوار اين خانه را طعام و شراب دهيم و شتران قوى كوهان نحر كنيم و ديگر آنكه به طريقت پدران خويش به پرستش اصنام و اوثان « 7 » قيام فرمائيم ، اينك محمّد دينى جداگانه آورده و آئينى جديد نهاده ، اكنون شما از در انصاف و اقتصاد سخن كنيد و بنمائيد كه از اين هر دو كدام نيكوتر است ؟ جهودان گفتند : طريقت و شريعت شما به صواب اقرب است .
از اينجاست كه خداوند اين آيت به رسول خويش فرستاد :
أَ لَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ أُوتُوا نَصِيباً مِنَ الْكِتابِ يُؤْمِنُونَ بِالْجِبْتِ وَ الطَّاغُوتِ وَ يَقُولُونَ لِلَّذِينَ كَفَرُوا هؤُلاءِ أَهْدى مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا سَبِيلًا أُولئِكَ الَّذِينَ لَعَنَهُمُ اللَّهُ وَ مَنْ يَلْعَنِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ نَصِيراً
« 8 » مىفرمايد : آيا نگران نيستى اى محمّد آنان را كه بهرهاى از كتاب داده شد ايمان مىآورند به جبت و طاغوت كه
هامش
( 1 ) . سيرت رسول اللّه : كنانة بن ابى الحقيق ( 2 / 727 ) ؛ تاريخ كامل : كنانة بن ربيع بن ابى حقيق ( 3 / 1016 ) .
( 2 ) . ترحيب : مرحبا گفتن
( 3 ) . ترجيب : تعظيم و احترام
( 4 ) . مواضعه : قرارداد
( 5 ) . حيطان : ديوارها
( 6 ) . الصاق : چسبانيدن
( 7 ) . اصنام و اوثان : بتها
( 8 ) . نساء ، آيه 51 و 52 .