ثابت بن قيس چون اين بديد دست برآهيخت « 1 » و صفوان را بگرفت و به خانهء خويش همىبرد تا قصاص كند . اين وقت عبد اللّه بن رواحه برسيد و حال بدانست بانگ بر ثابت زد كه بىفرمان رسول خداى چه خواهى كرد ؟ هماكنون او را حاضر حضرت رسول كن . اين بگفت و خود طريق حضرت گرفت . از قفاى او حسان و صفوان نيز درآمدند و صورت حال را مكشوف داشتند . پيغمبر روى با حسان كرد و فرمود : با صفوان نيكوئى كن و زحمت آن ضربت كه تو را آمده است مرا بخش .
عرض كرد تو را بخشيدم . اين هنگام رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله در ازاى آن كوشكى كه ابو طلحه بن سعد پيغمبر را بخشيده بود و برحا نام داشت او را بخشيد ، و همچنانش كنيزكى قبطى كه شيرين نام داشت ، هبه فرمود . در اين وقت حسان از در معذرت شعرى چند در مدح عايشه انشاد كرد و هى هذه :
حصان رزان ما تزن بريبة * و تصبح غرثى من لحوم الغوافل
حليلة خير النّاس دينا و منصبا * نبىّ الهدى و المكرمات الفواضل
عقيلة حىّ من لؤىّ بن غالب * كرام المساعى مجدها غير زائل
مهذّبة قد طيّب اللّه خيمها * و طهّرها من كلّ سوء و باطل
فان كان ما قد قيل عنّى قلته * فلا رفعت سوطى « 2 » الىّ انامل « 3 »
و انّ الّذى قد قيل ليس بلائط * بها الدهر بل قول امرئ بى ماحل
فكيف و ودّى ما حييت و نصرتى * لآل رسول اللّه زين المحافل
له رتب عال على النّاس كلّهم * تقاصر عنه سورة « 4 » المتطاول
رايتك و ليغفر لك اللّه حرّة * من المحصنات غير ذات عوامل « 5 »
چون عايشه اين مصرع را كه و تصبح غرثى من لحوم الغوافل اصغا نمود با حسان گفت : لكنّك لست كذلك همانا و تصبح غرثى من لحوم الغوافل اشاره به آيهء مباركه :
إِنَّ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ الْغافِلاتِ الْمُؤْمِناتِ لُعِنُوا فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ
« 6 » مىباشد و جواب
هامش
( 1 ) . آهيختن : بركشيدن و دراز كردن
( 2 ) . سوط : به معنى تازيانه است .
( 3 ) . ديوان حسان بن ثابت ( ص 191 ) :فان كنت قد قلت الّذى قد زعمتم * فلا رفعت سوطى الىّ اناملى( 4 ) . سورة : به معنى شرف و منزلت است .
( 5 ) . همان : من المحصنات غير ذاب غوائل .
( 6 ) . سورهء نور ، آيه 23 : متهم كنندگان زنان پاكدامن ناآگاه با ايمان در دنيا و آخرت از رحمت حق محرومند .