اذنب ذنبا ثمّ تاب منه قبلت توبته الّا من خاض فى امر عائشة يعنى : گناهى از هر كه آيد و به توبت گرايد ، توبت او پذيرفته شود ، جز در حق آن كس كه در حق عايشه سخن به ناشايست كرد . آنگاه مىفرمايد : سخنان زشت از بهر پليدان و سخنان پاك در خور پاكان است ، يعنى : مردم پاك زنان پاكيزه اختيار فرمايند و زناكاران زنان زانيه بدست كنند و اين نصّى باشد رسول خداى را كه پاكيزهترين موجودات است ، نتواند كه زوجات مطهرات او را آلايش عارى « 1 » رسد و ايشان مبرا و منزهاند « 2 » از آنچه در حق ايشان مىگويند و مغفرت خداوند و روزى نيكو از بهر ايشان است .
مع القصه از پس آنكه اين آيات مبارك فرود شد و برائت ساحت عايشه مكشوف افتاد و به حكم خداوند قاهر غالب كه فرمود :
وَ الَّذِينَ يَرْمُونَ الْمُحْصَناتِ ثُمَّ لَمْ يَأْتُوا بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَاجْلِدُوهُمْ ثَمانِينَ جَلْدَةً وَ لا تَقْبَلُوا لَهُمْ شَهادَةً أَبَداً وَ أُولئِكَ هُمُ الْفاسِقُونَ
« 3 » يعنى : آنان كه زنان عفيفه را به زنا نسبت كنند و چهار شاهد عادل بر صدق سخن ايشان حاضر نشود به ضرب هشتاد ( 80 ) تازيانه كيفر حد بر ايشان برانيد و هرگز شهادت چنين فاسقان را نپذيريد . پس رسول خدا ، عبد اللّه بن ابىّ و حسان بن ثابت و مسطح بن اثاثه و حمنه خواهر زينب بنت جحش را حاضر كرده حد قذف « 4 » بر ايشان جارى ساخت ، از ميانه چون جراحت حسان بن ثابت بهبودى گرفت ، صفوان بن معطل را بدين شعر هجا گفت :
بيت
امسى الجلابيب قد عزّوا و قد كثروا * و ابن الفريعة امسى بيضة البلد
چون اين سخن به صفوان رسيد ، در خاطر گرفت كه حسان را كيفرى كند . از قضا يك روز در ميان كوى و برزن حسان را ديدار كرد و بىتوانى تيغ بركشيد و او را جراحتى كرد و اين شعر بگفت :
بيت
تلقّ ذباب السّيف عنّى فانّنى * غلام اذا هو جيت لست بشاعر « 5 »
هامش
( 1 ) . عارى : ننگ
( 2 ) . منزه و مبرا : پاك و بىگناه
( 3 ) . سورهء نور ، آيه 4 .
( 4 ) . قذف : نسبت به زنا دادن و حد اين عمل در شرع اسلام هشتاد ( 80 ) تازيانه است .
( 5 ) . كوبش دم شمشير از من بپذير كه چون زبان به بدگوئى من گشايند ، پسرى چابك و چالاك باشم نه سخنسرايى زباندراز .