تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 1007

مساهمون:

ص١٠٠٧
تبسم‌كنان فرمود : ابشرى يا عائشة اما و اللّه لقد برأك اللّه شاد باش اى عايشه كه خداى بر طهارت تو گواهى داد . مادرم گفت : برخيز و پيش شو و شكر اين نعمت بگذار . گفتم : من در اين واقعه شكر نگويم ، الّا خداى را كه برائت مرا از آسمان فرو فرستاد . و به روايتى گفت : رسول خداى دست مرا بگرفت و من به خشم دست خود را از آن حضرت كشيدم . پدرم ابو بكر بانگ بر من زد ، آنگاه پيغمبر آيات منزله را قرائت فرمود . ابو بكر برخاست و سر مرا ببوسيد . از آن پس رسول خدا طريق مسجد گرفت و مردمان را فراهم كرد و خداى را ثنا بگفت ، پس فرمود : أعوذ باللّه السّميع العليم :
إِنَّ الَّذِينَ جاؤُ بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيْرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَ الَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 1 » يعنى : جماعتى از شما كه اين دروغ بزرگ آوردند ، گمان مكنيد كه شرّى بر شما بسته‌اند ، بلكه اين خبر شما است - ( و روى اين سخن با رسول خدا و عايشه و صفوان است ) - همانا هر يك اين دروغگويان به اندازهء كذب و بهتان خويش كسب عصيان كردند - ( چه بعضى دشنام گفتند و برخى به سخره خنده زدند و گروهى از رد و منع خاموش بودند ) - و عذاب عظيم خاص عبد اللّه بن ابىّ باشد كه عظيم اين جنايت را خاص خود داشت .
لَوْ لا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَ الْمُؤْمِناتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيْراً وَ قالُوا هذا إِفْكٌ مُبِينٌ
« 2 » چون جماعتى از مسلمين بعد از اصغاى اهل افك در حق عايشه بدگمان شدند ، خداوند مىفرمايد : چرا چون اصغاى اين سخن باطل كرديد بر روش دينداران گمان نيك در حق عايشه و صفوان نبرديد كه از همكيشان شما هستند و نگفتيد : اين سخن كذبى روشن است :
لَوْ لا جاؤُ عَلَيْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَداءَ فَإِذْ لَمْ يَأْتُوا بِالشُّهَداءِ فَأُولئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكاذِبُونَ وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِيما أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذابٌ عَظِيمٌ
« 3 » چرا نياوردند چهار شاهد بر صدق سخن خود ، پس ايشان دروغگويانند در ظاهر و باطن ، چه اگر در ظاهر شاهد آوردند و سخن خود را به صدق راست كردند ، هم در باطن كاذب بودند ، چه در زنان پيغمبران اين گونه پليديها راست نيايد و اگر فضل
هامش
( 1 ) . سورهء نور ، آيه 11 . ( 2 ) . سورهء نور ، آيه 12 . ( 3 ) . سورهء نور ، آيه 13 و 14 .