تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 986

مساهمون:

ص٩٨٦
بازدارد شما را از ياد كردن خداى و از نماز ، پس آيا هستيد شما بازايستادگان . مع القصه عمر بن الخطاب چون اين كلمات بشنيد گفت : انتهينا يا ربّ و به روايتى گفت : انتهينا انتهينا انّها تذهب المال و تذهب العقل . پس پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله فرمود : تا در كوى و بازار مدينه ندا دردادند . الا انّما الخمر قد حرّمت [ يعنى ] : آگاه باشيد كه خمر حرام شد . چون اين خبر در مدينه سمر گشت ، هر كه به پيمودن كاسات خمر اشتغال داشت دست و دهان بشست و هر كه را خمرى به شرابخانه اندر بود بريخت ، چندان‌كه در كوى و بازار مدينه جريان يافت . شيخ نجم الدين عمر نسفى در شرح اربعين خويشتن از اين آيت مبارك ده ( 10 ) برهان بر حرمت خمر اقامت داشته : نخستين گويد كه : در انّما الخمر و الميسر انهاى حرمت خمر باشد ، چه خمر را با قمر قرين داشته « 1 » و قمار حرام باشد . دوم : مقارنت كلمهء و الانصاب هست و هيچ محرم با پرستش صنم برابر نباشد . سيم : دلالت كلمهء رجس است كه به معنى پليد باشد و هر نجس حرام بود . چهارم : كلمهء من عمل الشّيطان برهان محكم است ، چه اعمال شيطان به تمامت حرام است . پنجم : لفظ فاجتنبوه امر به اجتناب باشد و هر چه را اجتناب واجب افتد در حساب حرام خواهد بود . ششم : كلمهء لعلّكم تفلحون مكشوف دارد كه رستگارى به اجتناب از شراب خمر به دست شود و هرچه حاجز « 2 » رستگارى باشد حرام باشد . هفتم : كلام انّما يريد الشّيطان ان يوقع بينكم العداوة و البغضاء فى الخمر و الميسر بياگاهاند كه خمر و قمر سبب معادات و مبارات « 3 » گردد و هر چه
هامش
( 1 ) . شراب را با قمار در يك رديف آورده . ( 2 ) . حاجز : مانع و جلوگير ( 3 ) . معاداة : دشمنى ؛ مبارات : مسابقه گذاشتن ، كنايه از جنگ و نزاع است .