جماعتى تحريم خمر را به سال ششم نگاشتهاند و ابن حجر در « شرح صحيح بخارى » به سال هشتم تصحيح نموده .
بالجمله نخستين از بهر خمر اين آيت نازل شد :
وَ مِنْ ثَمَراتِ النَّخِيلِ وَ الْأَعْنابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَراً وَ رِزْقاً حَسَناً إِنَّ فِي ذلِكَ لَآيَةً لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ .
« 1 » مىفرمايد : و از ميوههاى خرما بنان و تاكستان مىگيريد از آن مستكننده و روزى نيكو ، به درستى كه در اين ميوهها هرآينه دلالتى است بر گروهى كه تعقل كنند .
لاجرم مسلمانان شرب خمر را چون ديگر مباحات به كار مىبستند و گروهى كه به رزانت رأى و حصافت « 2 » عقل مفاسد آن را دانسته بودند پيوسته حكم خمر را به بيانى روشن از حضرت رسول پرسش مىنمودند تا خداى متعال اين آيت بفرستاد .
يَسْئَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِما إِثْمٌ كَبِيرٌ وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما .
« 3 » معنى چنان است كه اى محمد : پرسش مىكنند ترا از خوردن عقار « 4 » و باختن قمار . بگو در اين هر دو گناهى بزرگ باشد و نيز مردمان را منفعتى حاصل آيد لكن گناه آن بزرگتر از سود آن است ؛ زيرا كه منافع آنها سود دنيوى است و زايل و اندك است و ثمر گناه آنها عقاب اخروى است كه پاينده و ابدى باشد .
پس رسول خداى فرمود : كه اين آيت دلالت مىكند كه خمر حرام خواهد گشت .
و عمر بن الخطاب بعد از اصغاى اين كلمات گفت : اللّهمّ بيّن لنا بيانا شافيا فى الخمر اين وقت جمعى گفتند : به كارى كه در آن گناهى بزرگ اندر است نزديك شدن واجب نباشد ؛ و برخى به لحاظ منافع آن مواظب بودند تا روزى چنان افتاد كه عبد الرّحمن بن عوف جماعتى از اصحاب را به ضيافت طلب داشت و شراب خمر نيز حاضر ساخت و همگنان چندان بخوردند كه مست طافح « 5 » شدند . و چون هنگام نماز شام برسيد يك تن از مجلسيان به امامت ياران اقامت نمود و سوره مباركه
قُلْ يا أَيُّهَا الْكافِرُونَ
« 6 » را خواندن گرفت و هر حرف « لا » كه به سوره اندر بود متروك ساخت و
هامش
( 1 ) . نحل ، 67 : از ميوهء درختان خرما و انگور مسكرات و روزى خوبى به دست مىآوريد كه در اين عبرتى است براى خردمندان .
( 2 ) . حصافت : خوبى و محكمى
( 3 ) . بقره ، 219 : دربارهء شراب و قمار از تو مىپرسند ، بگو در هر دو گناه بزرگى است و سودهايى هم دارد ، اما گناهشان بيش از سودشان است .
( 4 ) . عقار : شراب
( 5 ) . طافح : سرمست
( 6 ) . كافرون ، 1 : بگو اى كافران .