تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ناسخ التواريخ ( زندگانى پيامبر ) ( فارسي ) — صفحة 987

مساهمون:

ص٩٨٧
مورث خصومت « 1 » باشد ، حرام باشد . هشتم : كلمهء يصدّكم عن ذكر اللّه نيز ابلاغ حرمت كند ؛ زيرا كه هر چه ، كس را از ياد خداى بازدارد حرام باشد . نهم : لفظ و عن الصّلاة حجتى است ، چه كارى كه خلل در واجبى اندازد مباح نتواند بود . دهم : كلمه فهل انتم منتهون يعنى ارتكاب بدان مكنيد و دست بازداريد ؛ پس هر چه را ترك آن واجب باشد ، فعل آن روا نخواهد بود . و زمخشرى به « كشّاف » اندر از علىّ مرتضى عليه السّلام در تفسير اين آيت اين حديث روايت كند كه فرمود : لو وقعت قطرة منها فى بئر فبنيت مكانها منارة لم اؤذن عليها و لو وقعت فى بحر ثمّ جفّ و نبت فيها الكلاء لم ارعه يعنى : هرگاه واقع شود قطره‌اى از آن شراب در چاهى و بنيان شود مناره‌اى به جاى آن ، بر آن مناره اذان نگويم و اگر واقع شود در دريائى ، پس خشك گردد آن دريا و سبز شود از آنجا گياه كلاء ، مواشى خود را از آن نچرانم . جابر بن عبد اللّه انصارى از رسول خداى آورده كه مىفرمايد : هر كه در اين جهان خمر بياشامد ، او را در آن جهان از طينت خبال « 2 » چشانند كه وسخ « 3 » و عرق اهل جهنم باشد . و طارق بن سويد از پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله پرسش نمود كه : مرا در خوردن خمر هيچ رخصت است ؟ فرمود : روا نباشد . عرض كرد : ننوشم مگر از بهر مداوا . فرمود خمر دوا نتواند بود . و انس بن مالك از رسول خداى حديث كند و مىگويد : لعن رسول اللّه عشرة عاصرها و معتصرها و شاربها و حاملها و المحمولة اليه و ساقيها و بايعها و آكل ثمنها و المشترى لها و المشترى له يعنى : رسول خداى صلّى اللّه عليه و آله فشارنده خمر ؛ و آن كس كه از بهر او فشارند و شرب‌كننده آن را و بردارنده آن را ؛ و آن كس را كه از بهر او برند و ساقى آن را و فروشندهء آن را و خورندهء بهاى آن را و خريدار آن را ؛ و آن كس را كه از بهر او خرند ، لعن كرد . و ابن عباس از رسول خداى آورده كه فرمود : مدمن الخمر كعابد الوثن يعنى :
هامش
( 1 ) . مورث خصومت : باعث دشمنى گردد ( 2 ) . خبال : چرك و عرق ( 3 ) . وسخ : چرك